دسته بندی
اسراف کاریها و ولخرجیهای سرسام آوری که اسدالله علم جهت هر چه پر زرق و برق تر کردن این جشنها انجام می‌داد به قدری زیاد بود که حتی باعث شد فرح پهلوی...


مروری بر جشنهای 2500 ساله شاهنشاهی


مهمترین و بی‌سابقه‌ترین مراسمی ‌که در دوره محمدرضا پهلوی برگزار شد، جشنهای موسوم به 2500 سال شاهنشاهی ایران در سال 1350 ش در تخت جمشید بود. گویا برای اولین بار در سال 1337 بود که شاه به رغم مشکلات عدیده سیاسی اقتصادی و اجتماعی کشور به فکر افتاد به مناسبت گذشت 2500 سال از پایه گذاری رژیم شاهنشاهی در ایران به دست کوروش دوم هخامنشی جشنی در خور اعتنا برگزار کند و توجه جهانیان را به سوی ایران، به عنوان کشوری کهنسال و قدرتمند (!) جلب نماید. بگذریم از اینکه برخلاف تصورشاه و اطرافیانش، بنیانگذاری شاهنشاهی ایران در زمان کوروش دوم ملقب به کبیر، که خود هفتمین شاه هخامنشی به شمار می‌رفت، نبود؛ بلکه حداقل تا جایی که حافظه تاریخ یاری می‌دهد قبل از سلسله هخامنشی دو سلسله دیگر مادها و ایلامیها نیز به عنوان سلسله‌هایی ایرانی در این کشورحکومت کرده بودند. از سوی دیگر حتی اگر به فرض محال، زمان کوروش دوم هخامنشی را هم آغاز پادشاهی ایران بپذیریم، از آن زمان تا دوره سلطنت محمدرضا پهلوی حداقل چند صد سال در تاریخ ایران ازسلطنت پادشاهان ایرانی، چنان که مد نظر شخص محمدرضا و برگزارکنندگان جشنهای 2500 ساله بود، اثری وجود ندارد. چنان که از ورود اسلام به ایران تا تشکیل حکومت محلی طاهریان در سال 205 هـ ق چیزی حدود 180 سال فاصله وجود دارد؛ و یا سلسله‌های ترک تبار و به خصوص مغولان و تیموریان را نمی‌شود جزو میراث و افتخارات شاهنشاهی 2500 ساله شاه و اطرافیانش بر شمرد.

در آغاز امر ریاست عالیه «سازمان شورای مرکزی جشنهای شاهنشاهی» که مقرر بود تمهید برگزاری جشنهای 2500 ساله شاهنشاهی را فراهم آورد بر عهده شخص شاه بود و حسین علاء وزیر دربار وقت هم به عنوان رئیس شورای مرکزی جشنها تعیین شده بود و سناتور جواد بوشهری هم نیابت علاء را برعهده داشت. هرچند به تدریج در اعضای این سازمان و نیز کمیسیونها و مراکزی که به دلایل عدیده سیاسی، اقتصادی و فرهنگی در آن عضویت پیدا کردند تغییراتی به وجود آمد.

به هر حال به دنبال تصمیم شاه جهت برگزاری این جشنها، هیئتی در دربار تشکیل شد تا مقدمات لازم را برای این منظور فراهم آورد. ابتدا شجاع الدین شفا، که خود از پیشنهاددهندگان اولیه برگزاری جشنهای 2500 ساله بود، به عنوان دبیر کل این هیئت تعیین شد. پس از حدود دو سال که هم برنامه‌ها و هم مراکز فرعی این تشکیلات جدید گسترش قابل توجهی یافته بود، سناتورجواد بوشهری به ریاست آن برگزیده شد و این سمت را تا سال 1347 حفظ کرد. این هیئت که تحت عنوان شورای مرکزی جشنهای شاهنشاهی ازآن یاد می‌شود تلاش گسترده و پیگیری را در زمینه‌های مختلف سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و تبلیغاتی در ایران و سایرکشورهای جهان آغاز کرد تا زمینه‌های لازم برای برگزاری جشنهای 2500 ساله را فراهم آورد. این شورا به زودی دفاتر و نمایندگیهایی در شهرهای مهم ایران و پایتختهای کشورهای اروپایی و آمریکا تأسیس کرد و طرحهای تبلیغاتی و نظایر آن را آماده و جهت اجرا در اختیار دست اندرکاران امور قرار داد. از جمله این برنامه‌ها می‌توان به انتشار کتب و مقالات تاریخی مربوط به تاریخ ایران قبل از اسلام، طرح تعمیر و مرمت تخت جمشید، تهیه فیلمهای تبلیغاتی به اصطلاح مستند، تهیه و آماده سازی آثار باستانی ایران، بافت فرشهای دستباف با نقشهایی از تصاویر شاهان و بزرگان ایران، تهیه انواع سلاحهای جنگی و لباسها و زین و برگها و پرچمها و نظایر آن منطبق با دوره‌های تاریخی قبل از اسلام ایران و همچنین «فراهم ساختن وسیله تفهیم اساسی شاهنشاهی ایران برای جوانان» و ... اشاره کرد.

جواد بوشهری در سال 1347 عملاً از ریاست شورای مرکزی جشنهای 2500 ساله کنار گذاشته شد و به جای وی اسدالله علم وزیر دربار منصوب شد. هر چند که جواد بوشهری به لحاظ ظاهری و تشریفاتی مقامش را حفظ کرد ولی در عمل اسدالله علم عهده دار کارها شد. علم در نوشته‌های 5 اردیبهشت ماه 1352 خود ضمن اشاره به فوت جواد بوشهری درباره علت عزل وی از ریاست شورای جشنهای 2500 ساله می‌نویسد:
«سناتور جواد بوشهری فوت کرد. بیچاره مرد طماع و حریص عجیبی بود. ده سال به عنوان رئیس شورای جشنها حقوق گرفت و کاری نکرد تا بالأخره شاهنشاه به من فرمودند کار را انجام دهم و به حمدالله انجام شد...».

با انتصاب اسدالله علم وزیر دربار به ریاست شورای جشنهای 2500 ساله در حالی که فقط حدود 2 سال دیگر به برگزاری این جشنها باقی بود، تلاشهای متصدیان امر با جنب و جوش بیشتری پیگیری شد و علم برای سرعت بخشیدن هر چه بیشتر به امور و همچنین کنترل و نظارت هر چه بیشتر و مستقیم تر بر روند برنامه‌های در دست اقدام و پیش بینی شده تعدادی از نزدیکترین دوستان و ابواب جمعی خود را در رأس امور کلیدی و مهم به کار گمارد.

اسدالله علم از سالها قبل، هنگامی‌ که نخست وزیر بود، در رأی زنی اش با کارشناسان اسرائیلی به دوراز حوزه کاری شورای مرکزی جشنهای 2500 ساله، که آن موقع ریاستش بر عهده سناتور جواد بوشهری بود، طرحهایی برای کیفیت و چگونگی برگزاری این جشنها در دست تهیه داشت. این امر هنگامی‌ صورت جدی تری به خود گرفت که اسدالله علم در دوران نخست وزیری اش از دولت اسرائیل تقاضا کرد جهت گسترش صنعت توریسم و گردشگری و جهانگردی در ایران طرحی در اختیار وی قرار دهند. دولت اسرائیل این تقاضای علم را پذیرفت و به دنبال آن «تدی کولک» (Teday Kollek) رئیس اتحادیه توریستی دولت اسرائیل و شهردار بعدی اورشلیم به ریاست میسیون برنامه ریزی برگزیده شد. کولک توصیه کرد که ضمن تأسیس هتلها، جاده‌های جدید و وسایل نقلیه مدرن در تخت جمشید، ایران باید واقعه مهمی ‌برپا کند تاخارجیان را به این تسهیلات جهانگردی جدید جلب کند. کولک، بعدها اعتراف کرد که هرگز تصور نمی‌کرد اسراف کاری که در جشنهای بیست و پنجمین قرن بنیانگذاری امپراتوری ایران پیش آمد همان است که او توصیه کرد. هر چند بر خلاف تصور کولک ایده برگزاری جشنهای 2500 ساله حدود چهار ــ پنج سال قبل از توصیه وی توسط دیگران طرح ریزی شده بود، اما طرحهای عملی و راهنماییهای وی به علم، که بعدها ریاست برگزاری این جشنها را بر عهده گرفت، بدون تردید در کیفیت برگزاری این جشنها اثر بخش بوده است. در همان دوره نخست وزیری علم از طرف شورای مرکزی جشنهای 2500 ساله از وی خواسته شده بود تا جهت تأمین اعتبار اجرای طرحهای در دست اقدام مبلغ 200 میلیون ریال در اختیار آن شورا قرار دهد. اما صفی اصفیا مدیر عامل سازمان برنامه دولت علم پرداخت این مبلغ را غیر مقدور دانسته بود. با این حال شاه از وزیر دربار وقت حسین علاء خواسته بود به علم تذکر دهد که «دولت فکری برای اجرای برنامه جشنهای 2500 ساله بنماید».

در دوران ریاست علم بر شورای مرکزی جشنهای 2500 ساله اقدامات تبلیغی در پیرامون این جشنها با سرعت بیشتری ادامه یافت و با همکاری مراکز دانشگاهی داخلی و خارجی و اساتید دانشگاه و نویسندگان و مورخان، کتب، مقالات و گفتارهای متعددی درباره نظام شاهنشاهی ایران و نقش سلسلة پهلوی در توسعه همه جانبه کشور! و نظایر آن چاپ و منتشر شد.
از مسائل مهمی ‌که از همان آغاز تصمیم به برگزاری این جشنها رژیم پهلوی با آن رو به رو شد اعتراضات و انتقادات افکار عمومی ‌داخلی و خارجی بود. چه از یک سو صرف برگزاری این مراسم را به لحاظ تاریخی و فرهنگی امری منطقی نمی‌دانستند و در شرایطی که رژیم با مشکلات عدیده سیاسی و اقتصادی روبه رو بود و عامه مردم کشور نیز به این امر تمایلی نداشتند فکری کودکانه و حتی احمقانه می‌شمردند. به همین دیل رژیم از همان آغاز سعی داشت برگزاری این جشن را امری ملی و همگانی و مربوط به تمام اقشار مردم کشور قلمداد کند تا از این طریق از یک سو افکار عمومی ‌را برای همراهی با این برنامه آماده نماید و از سوی دیگر اذهان عمومی‌ جهان را بر له خود برگرداند. از جمله شاه در 9 بهمن 1339 در توجیه این طرح در دست اقدام چنین اظهار داشت:

«فراموش نکنید که این جشن فقط یک جشن شاهنشاهی و دولتی نیست بلکه جشنی متعلق به تمام ملت ایران و همه تاریخ و مفاخر ایران است و بنابراین باید امکان کامل داده شود که عموم طبقات مردم دراین جشن ملی خود و در تجلیل از تاریخ و تمدن پرافتخار کشور خویش شرکت جویند».
از دیگر مشکلات رژیم در برگزاری این جشن مسئله هزینه‌های سرسام آور آن بود که با توجه به درآمدهای آن روز دولت معضلی بزرگ محسوب می‌شد. با توجه به اسناد و مدارک بر جای مانده برگزاری جشنهای 2500 ساله در سال 1350 بین 120 تا 150 میلیون دلار هزینه در بر داشته است. صرف حدود ده درصد کل اعتبارات ارزی کشــــور در عرض یک سال برای هزینه‌های جشن 2500 ساله برای رژیم بسیار سنگین می‌نمود. به همین دلیل بود که اسدالله علم از همان اوایل ریاستش بر شورای مرکزی جشنهای 2500 ساله تدابیر گسترده تری را به مورد اجرا گذاشت تا بتواند هزینه این جشنها را از کانالهای فرعی‌تر نظیر هزینه‌ها و اعتبارات ثابت و سالانه وزارتخانه‌ها و دوایر دولتی و نظایر آن تأمین کند. گو اینکه این همه کمبود اعتبارمانع از این نمی‌شد که وی درهرچه به اصطلاح با شکوه تر برگزار کردن این جشنها نهایت اسراف کاری را انجام دهد.

اسدالله علم وزیر در30 آذر 1348 در پاسخ جواد بوشهری که از وی خواسته بود برای هرچه باشکوه‌تر برگزارشدن این جشنها اعتبارات لازم را تأمین و دراختیار دستگاههای مختلف دولتی نظیر وزارتخانه‌ها، دوایر دولتی، نیروهای انتظامی‌ و ... قرار دهد اظهار داشت:
خواهشمندم به طور کلی به سازمانها و سایر وزارتخانه‌ها و سازمانهای دولتی بخشنامه فرمایند که این یک جشن ملی می‌باشد و وظیفه هر فردی ایجاب می‌کند که هرچه می‌توانند به برگزاری جشنهای 2500 شاهنشاهی ایران کمک کنند، نه آنکه منتظر باشند که جنابعالی برای هر سازمانی که وظیفه دار اجـــــرای برنامه ای می‌باشد تأمین بودجه بفرمائید. بلکه تمام سازمانهای دولتی و غیر دولتی که به هرعنوان طبق برنامه تنظیمی ‌وظایفی در برگزاری جشن بر عهده دارند باید بودجه آن را از حالا از محل صرفه جوییهای سازمان خودشان یا به هر طریقی دیگر که تعهد اضافی برای دولت فراهم نکند تأمین نمایند.... خواهشمندم به کلیه سازمانهای دولتی که طبق برنامه تنظیمی ‌در جشن شاهنشاهی هر کدام وظایفی دارند مدلول این نامه را اطلاع فرمایند تا هم تکلیف آنها برای یک مرتبه روشن و هم از مکاتبات مکرر جلوگیری شود.

به رغم این صرفه‌جوییها علم ترتیباتی فراهم آورد تا تدارکات بلافصل جشنها به بهترین وجه تأمین و تهیه شود. در همین رابطه مدرن ترین وسایل تزئیناتی و پذیرایی ازکشورهای خارجی به خصوص فرانسه خریداری و به محل برگزاری جشنها منتقل شد و سایر وسایل و ترتیبات لازم هم به همین صورت انجام گرفت. از جمله هزینه‌هایی که علم برای خرید و نصب چادرها درتخت جمشید در نظر گرفته بود به حدی سرسام آورمی‌نمود که حتی شخص شاه نیز آن را زاید دانست و از علم خواست ترتیبی برای کم کـــردن هزینه‌های آن اتخاذ کند: «... با چانه زدن فراوان سرانجام شاه را وادار کردم با چادرهایی که قرار است محل برگزاری جشنهای تخت جمشید به مناسب دو هزار و پانصدمین سال شاهنشاهی در ایران است موافقت کند . در وهله اول از بهای هنگفت آنها ناراضی بود. سرانجام توافق کردیم که هزینه و اندازه چادرها را به یک چهارم اندازه اولیه کاهش بدهیم».

اسراف کاریها و ولخرجیهای سرسام آوری که اسدالله علم جهت هر چه پر زرق و برق تر کردن این جشنها انجام می‌داد به قدری زیاد بود که حتی باعث شد فرح پهلوی هم بدان اعتراض کند. اما علم که از این انتقادات فرح برخود عصبانی شده بود از وی نزد شاه شکایت برد و حتی اظهار داشت که هرگاه دامنه این انتقادات بیش ازاین ادامه یابد ازریاست برگزاری این جشنها استعفا خواهد داد. احسان نراقی که خود از مشاوران شاه بود در این باره می‌نویسد:
یک سال قبل از جشنهای پرشکوه و جلال تخت جمشید که در سال 1350 مخارج به آن سرسام آوری را که می‌دانیم موجب گردید، فرح طی یک ملاقات خصوصی به من گفت که به هیچ وجه نمی‌فهمــــد طرحهای به این پر خرجی چه سودی دارند. بعدها من فهمیدم که او با برپایی این جشنها به گونه ای مخالفت می‌کرد که حتی وزیر دربار یعنی علم مرد مورد اعتماد اعلیحضرت به منظور اعتراض به انتقادهای پی در پی شهبانو استعفای خود را به شاه تقدیم کرده بود. این استعفا مورد قبول شاه واقع نشد و بالاخره جشنها مطابق برنامه پیش بینی شده برگزار شدند.

خود اسدالله علم هم درنوشته‌هایش به دخالتهای فرح اشاره کرده و در این باره می‌نویسد:
«شهبانو تردید دارد که ما قابلیت برگزاری جشنهای دو هزار و پانصدمین سال شاهنشاهی ایران را داشته باشیم. او مایل است خودش شخصاً در برنامه‌ها دخالت کند، ولی به شاه گفتم که این امر بی‌خطر نیست. گفتم تردیدی نیست که ایشان باید نگران باشند. ولی تمنا دارم ترتیبی اتخاذ کنند که هر کاری می‌خواهند بکنند از طریق من باشد. من ادعا نمی‌کنم که از همکاران دیگر بهتر کار می‌کنم ولی آشپز که دو تا شد تکلیف آش معلوم است، اطرافیان ملکه آدمهای بی آزاری نیستند. شاه صد در صد موافق بود».

اسدالله علم جهت توجیه اقدامات اسرافکارانه خود در جریان برگزاری جشنهای 2500 ساله به نشریات طرفدار خود دستور داد تا مقالات و گفتارهایی در دفاع ازاین جشنها و هزینه‌های آن بنویسند و لزوم برگزاری هر چه به اصطلاح باشکوه تر و پر زرق و برق ترآن را به اذهان عمومی‌ القاء و گوشزد نمایند. برای نمونه مدیر مجلۀ خواندنیها مدت کوتاهی پس از برگزاری جشنهای 2500 ساله در 30 مهر 1350 در این باره خطاب به اسدالله علم می‌نویسد:
دوست بزرگوار ــ ضمن عرض شادباش به مناسبتهای مختلف به جنابعالی و همه ایرانیان به ویژه شاه پرستان ــ همراه این نامه مقاله ای درباره چهارم آبان نوشته ام که به نظر خودم فوق العاده می‌باشد. مقاله ای هم در دفاع از هزینه جشنها در شماره فردا چاپ شده که نمونه اش را تقدیم می‌‌کنم. به طوری که می‌دانید 25 شماره تمام در مدت سه ماه خواندنیها به مناسبت جشنها شماره‌های مخصوص انتشار داده و در این مورد تا اندازه ای دین خود را نسبت به کشورش ادا کرد. نسبت به شاهنشاه که قادر به ادا نیست آن را خدا باید ادا کند که می‌کند... اکنون نوبت مولاست که دست بندۀ خود را بگیرد و او را نجات دهد...

از سوی مخالفان داخلی رژیم پهلوی بیشترین مخالفت و اعتراض نسبت به برگزاری جشنهای 2500 ساله توسط آیت الله امام خمینی (ره) صورت گرفت. ایشان به ویژه به هزینه سرسام آوری که برای برگزاری این جشن تدارک دیده شده بود سخت حمله کرد و از اینکه حکومت در شرایط نبرد جهان اسلام با اسرائیل از کارشناسان این کشور جهت هر چه بهتر برگزار شدن این جشنها یاری طلبیده است آن را سخت به باد انتقاد گرفت. در بخشی از سخنان اعتراض‌آمیز ایشان که در 6 خرداد 1350 اظهار داشته‌اند، آمده است:
... از تهران به من نوشته اند که در بلوچستان و سیستان و اطراف خراسان آنجا یک قحطی و گرسنگی شده است که مردم هجوم آوردند به شهرهای بزرگ و از گرسنگی نه حیواناتی دارند و نه حیوان خویش را می‌توانند ذبح کنند و از گرسنگی اینطور هستند. اطراف مملکت ایران در این مصیبت گرفتار هستند و میلیونها تومان خرج جشن شاهنشاهی می‌شود از قراری که یک جایی نوشته بود برای جشن خود تهران 80 میلیون تومان اختصاص داده شده است... کارشناسهای اسرائیلی برای این تشریفات دعوت شده‌اند... کارشناسهای اسرائیلی مشغول به پا داشتن این جشن هستند و این تشریفات را آنها دارند درست می‌کنند. این اسرائیلی که دشمن اسلام است و الآن در حال جنگ با اسلام است.
ایشان در بخش دیگری از بیاناتشان خطاب به رهبران کشورهای اسلامی ‌تذکر داد تا از شرکت در این جشن خودداری کنند و از رژیمی ‌که با دولت غاصب اسرائیل روابط گسترده ای برقرار کرده است دوری جویند:
... به ممالک دیگر اسلام، به اینهایی که می‌خواهند در این جشن شرکت کنند و در خون ملت ایران شرکت کنند، به اینها نوشته بشود که آقا نروید در این جشن، جشن کثیفی است، نروید در این جشن شاید تأثیر کند. به این ممالک اسلامی ‌بگویید که نروید در این جشنی که اسرائیل دارد بساط جشنش را به پا می‌کند یا درست می‌کند کارشناسهای اسرائیلی در اطراف شیراز دارند بساط جشن را درست می‌کنند، در این جشنی که کارشناسهای اسرائیلی دارند این عمل را می‌کنند نروید.

با تمام این احوال جشنهای 2500 ساله طبق برنامه‌های تنظیمی‌ و تحت کارگردانی اسدالله علم وزیر دربار در مهرماه 1350 «آن چنان که شاه آرزو داشت» برگزار شد. در حالی که حدود 37 رئیس کشورو 78 نخست وزیر و وزیر خارجه از گوشه و کنار جهان در آن شرکت کرده بودند. علم وزیر دربار چند ماه پس از برگزاری این جشنها در 28 فروردین 1352، ضمن اینکه از توانایی اش در برگزاری این مراسم برخود می‌بالید، می‌نویسد:
«... فیلم جشنها را دیدیم. همه دیپلماتهای تازه از اینکه چنین تشکیلات بزرگی را که در آن واحد از سی و هفت رئیس کشور و 78 رئیس کمیسیون که مقام آنها همه یا نخست وزیر یا وزیر خارجه بوده است پذیرایی کرده ام به من تبریک گفتند و باور نمی‌کردند چنین واقعه ای ممکن است اتفاق افتاده باشد».

به رغم تمام اسرافکاریها و برنامه ریزیها و به قول معروف شکوه و جلالی که در برگزاری جشنهای 2500 ساله به کار گرفته شد، نتایج و پیامدهایی را که رژیم آرزومند برآورده شدن آن بود ببار نیامد و به جای تکریم رژیم، اعتراضات و انتقادات تمسخر آمیز و نکوهش گرانه به سوی آن سرازیر شد. از جمله جرج بال آمریکایی که در مراسم تاجگذاری شاه در سال 1346 حضور داشت ضمن مقایسه آن با جشن 2500 ساله نوشت:
«پسر یک قزاق خود را پادشاه کشوری می‌شمرد که سالانه مردمش 250 دلار درآمد سرانه دارند ولی دم از مدرن کردن کشور خود هم می‌زد. خیال می‌کنم که مراسم مشابهی در چهارسال بعد، از این هم نامطلوب تر بود که 120 میلیون دلار برای انجام مراسم پرشکوه تخت جمشید خرج شد».

انتقادات پرسشگرانه و شماتت آمیز درباره برگزاری جشنهای 2500 ساله تا آن حد گسترده شد که علم وزیر دربار و رئیس برگزار کننده آن جشنها درمقام دفاع برآمد و آن را امری ضروری و لازم شمرد. ازجمله در تاریخ 27 دی 1350 طی مصاحبه ای در این باره اظهار داشت:
«کشورهای دیگر هر کدام ده سال و پنجاه سال و بالاخره صد سال و دویست سال سابقه استقلال دارند ببینید چه غوغایی در دنیا کرده اند، ما که دو هزار و پانصد سال سابقه افتخار داریم چرا از این افتخارات تاریخی بزرگ تجلیل نکنیم. عظمت این جشن آنقدر هست که اگر ما ملت فقیری هم بودیم، اگر ملت بی چیزی هم بودیم و اگر این همه معتقدات هم نداشتیم باز هم کاملاً بجا بود که فرش و لحاف زندگیمان را بفروشیم و این جشن را برگزار کنیم».

اسدالله علم در جایی دیگر در پاسخ به اعتراضاتی که نسبت به هزینه‌های سرسام آور جشنهای 2500 ساله در شرایط فقر شدید مردم کشور، ابراز می‌شد، تا جایی که حتی برخی هزینه این جشنها را خیلی بیشتر از رقم اعلام شده و تا سقف 500 میلیون دلار حدس می‌زدند، اظهار داشت: «برگزاری جشنهای 2500 ساله را نمی‌توان با پول سنجید». اسدالله علم در جایی دیگر اعتراض کسانی را که اعتقاد داشتند برگزاری جشنهای 2500 ساله باعث فقر بیشتر مردم شده است و عامه مردم از برگزاری این جشنها ناراضی بوده اند غیر واقعی خواند و گفت:
«از پولی که مردم با طیب خاطر برای برگزاری این آئین با شکوه پرداخته بودند مبلغی هم اضافه آمد که اعلیحضرت همایونی امر فرمودند آن را صرف ساختن یک مسجد بزرگ و با شکوه اسلامی ‌بکنیم».

این گفته علم هیچگونه پایه درستی نداشت و بر اساس اسناد و گزارشهای به جای مانده پس از برگزاری جشنهای مذکور دولت در پرداخت بخش قابل توجهی از بدهیهای خود، که حاصل اسراف کاریهای دوران برگزاری این مراسم بود، با مشکل جدی رو به رو شد.پس از برگزاری جشنهای 2500 ساله شاهنشاهی ایران در 20 مهر 1350 علم وزیر دربار با مشاورت شاه ترتیبی اتخاذ کرد که همه ساله در سالروز برگزاری این جشن مراسم یادبودی در تخت جمشید و سایر نقاط کشور برپا شود و یاد آن مراسم برای همیشه زنده بماند. در صورتجلسه ای که در روز یکشنبه 9 مهرماه 1351 از مذاکرات علم با دست اندرکاران برگزاری جشن 2500 ساله شاهنشاهی تهیه شده است در این باره آمده است:
«... جناب آقای علم فرمودند بر حسب اوامر شاهنشاه آریامهر مقرر است که هر ساله در روز بیستم مهرماه مقارن با سالروز شروع مراسم جشن دو هزار و پانصدمین سال بنیانگذاری شاهنشاهی ایران مراسمی‌ برای بزرگداشت کوروش و همچنین تجدید خاطره جشن شاهنشاهی در سراسر کشور برگزار شود...».

بدین ترتیب پس از برگزاری جشنهای 2500 در سالهای پایانی عمر رژیم پهلوی همه ساله جشنهای یادبود مراسم فوق با کارگردانی اسدالله علم وزیر دربار برگزار می‌شد. اما این یاد بود چنانکه مد نظر رژیم بود چندان طولانی نشد. بالاخص اینکه پس از برگزاری جشن در سال 1350 مخالفان جدی رژیم بار دیگر در حال تجدید قوا و زمینه سازی برای نبردی دیگر، که اتفاقاً سرنوشت ساز هم بود، برآمده بودند. چنان که حضرت امام خمینی (ره)نیز در 23 شهریور 1352 ضمن اعتراض به برپایی مراسم سالانه یاد بود جشنهای 2500 ساله خاطر نشان ساختند:
به این مردم که آتش جنگ بین مسلمین و کفار صهیونیست شعله ور است و ملت اسلام برای احقاق حق خود از اسرائیل غاصب جان برکف نهاده در میدانهای نبرد فداکاری می‌کنند به امر شاه دولت ایران به مناسبت سالروز جشن دو هزارو پانصد ساله در سراسر کشور جشن به پا کرده است، جشن برای شاهان خونخواری که نمونه آن امروز مشهود است. مسلمین برای مجد و عظمت اسلام و آزادی فلسطین در خاک و خون می‌غلطند ولی شاه ایران برای رژیم مبتذل شاهنشاهی جشن و سرور به پا می‌کند.

گردآوری شده توسط: گروه فرهنگ و هنر ایران فروم
Cloob Print Google+
تبلیغات متنی
دانلود آهنگ جدید