دسته بندی
از سراسر وب
عکس های بازیگران مشهور با مادرانشان در چالش مادرانه (2)
عکس های بازیگران مشهور با مادرانشان در چالش مادرانه (1)
انوشیروان ارجمند، پدر برزو ارجمند درگذشت + تصاویر همسر و…
چهره متفاوت بازیگران سریال پرطرفدار پرده نشین خارج از دنیای…
پیوند بار دوم کبد به رضا داودنژاد در شیراز و آخرین وضعیت…
عکس های جدید سارا رسول زاده بازیگر نقش هاجر در سریال پرده…
عکس جدید منتشر نشده از چهره دختر محسن یگانه
عکس دیده نشده از محسن چاوشی در کنار پدرش
عکس دیدنی از نازلی رجب پور در کنار پدرش
عکس دیدنی از گلاره عباسی و مادرش
چهره خندان رضا داودنژاد بعد از عمل جراحی جدیدش + عکس
آخرین وضعیت جسمانی رضا داوودنژاد بعد از عمل جدیدش + تصاویر
حال و هوای خانه پدری زنده‌یاد مرتضی پاشایی بعد از آن مرحوم…
جشن تولد 19 سالگی «امیرمحمد متقیان» مجری برنامه کودک +…
بادیگارد مرتضی پاشایی از نجات دادن پدر و مادر مرحوم پاشایی…
نیوشا ضیغمی بی پرده از زندگی خصوصی و بچه دار شدنش می گوید
خبر خوشحال کننده برای طرفداران مرحوم مرتضی پاشایی + تصاویر
عکس دیده نشده از محسن افشانی و همسرش
جدیدترین عکس هومن برق نورد و همسرش
انتخاب نام جدید برای الهام چرخنده و هدیه رهبر به او + تصاویر
گفت: «بيا دعوا کنيم.» گفتم: «دعوا کنيم؟ حريف نيستی!»...
خانمی‌ یک طوطی خرید، اما روز بعد آن را به مغازه برگرداند. او به صاحب مغازه گفت: این پرنده صحبت نمی‌کند......
نشسته بودم رو نیمکت پارک، کلاغ‌ها را می‌شمردم تا بیاید. سنگ می‌انداختم بهشان. می‌پریدند، دورتر می‌نشستند....
اشکالی ندارد من زیباترین زن جهان خواهم شد و او فقط به من نگاه میکند......
در قرون وسطا کشیشان بهشت را به مردم می‌فروختند و مردم نادان هم با پرداخت هر مقدار پولی قسمتی از بهشت را از آن خود می‌کردند......
در قرون وسطا کشیشان بهشت را به مردم می‌فروختند و مردم نادان هم با پرداخت هر مقدار پولی قسمتی از بهشت را از آن خود می‌کردند......
کورش یکی از سربازانش را صدا زد و گفت برو به مردم بگو کورش برای امری به مقداری پول و طلا نیاز دارد. سرباز در بین مردم جار زد و سخن کورش را به گوش‌شان رسانید......
مردی با اسلحه وارد یك بانك شد و تقاضای پول كرد وقتی پولهارا دریافت كرد رو به یكی از مشتریان بانك كرد و پرسید......
فرمانده دشمن به قلعه پیام می‌فرستد که قبل از حمله ویران کننده خود حاضر است به زنان و کودکان اجازه دهد تا صحیح و سالم از قلعه خارج شده و پی کار خود روند......
پرستاران از او دلیل عجله اش را پرسیدند.زنم در خانه سالمندان است. هر صبح آنجا می‌روم و صبحانه را با او می‌خورم. نمی‌خواهم دیر شود!......
سطل آشغال رو نشونم داد. بوی خیلی بدی میداد البته چیز عادی بود چون پر از آشغالهای جور واجور بدبو بود، از پوست میوه بگیر تا پلاستیک، البته یه کیسه پلاستیکی توی این سطل آشغال بود که خیلی فرق داشت......
من تمام اجزا ماشین را به خوبی می‌شناسم و موتور و قلب آن را کامل باز می‌کنم و تعمیر می‌کنم. در حقیقت من آن را زنده می‌کنم. حال چطور درامد سالانه‌ی من یک صدم شماست؟!......
از خیابان اول با شگرد عجیبی رد شدم (سر تو عین گاو بنداز برو) از خیابان دوم هم به همون سبک عبور کردم به خیابون سوم که رسیدم مردم در حال عبور و مرور بودند که صدای عجیبی از میون جمع حواسم پرت کرد ......
اولین نفری بود که برگه امتحان انشایش را به معلم تحویل داد. در برگه امتحانش ......
صدا پاشنه‌ی چکمه‌هاش را می‌شنیدم. می‌دوید صِدام می‌کرد. آن‌طرفِ خیابان، ایستادم جلو ماشین......
خانم والترز اخیرا نیز سفری به كابل داشت ملاحظه كرد كه هنوز هم زنان پشت سر همسران خود قدم بر می‌دارند و ......
کوتاه ترین داستان ترسناک دنیا داستان زیر است که ......
هنگامی كه من به آنجا رسیدم مطمئن بودم كه می توانم موفق شوم و فروش خوبی داشته باشم. اما مشكلی كه داشتم این بود كه من عربی نمی دانستم. لذا تصمیم گرفتم......
زنی با سر و صورت کبود و زخمی سراغ دکتر میره......
مرد با عصبانیت دست كودك را گرفت و چندین مرتبه ضربات محكمی بر دستان كودك زد بدون اینكه متوجه آچاری كه در دستش بود شود.در بیمارستان كودك به دلیل......
پسرکوچولو هی به مامان و باباش اصرار می‌کنه که اونو با نوزاد تنها بذارن. اما مامان و باباش می‌ترسیدن که پسرشون حسودی کنه و یه بلایی سر داداش کوچولوش بیاره......
یك شب پس از مدت زمان درازی بحث در رختخواب، دو برادر تصمیمی گرفتند. با سكه قرعه انداختند و بازنده می‌بایست برای كار در معدن به جنوب می‌رفت و برادر دیگرش را حمایت مالی می‌كرد تا در آكادمی به فراگیری...
افسر مهندسی كه این نوار را گذارده بود، به تصور اینكه حادثه‌ای روی داده، مرتبا‌ً با دستگاه ور‌می‌رفت شاید بتواند این صدای موسیقی را قطع كند، محمدرضا پهلوی و همسرش ثریا از شنیدن صدای موسیقی، وسط......
از سیاره‌ی دیگر آمده‌ام، شاید تعجب بکنید وقتی که بدانید ......
پسر كوچكي، روزي هنگام راه رفتن در خيابان، سكه‌ای يك سنتي پيدا كرد. او از پيدا كردن اين پول، آن هم بدون هيچ زحمتی، خيلی ذوق زده شد. اين تجربه باعث شد كه......
مایكل كه تقریباً ریز جثه بود و اساساً آدم ملایمی بود چیزی نگفت اما راضی هم نبود. روز بعد هم دوباره همین اتفاق افتاد و مرد هیكلی سوار شد و با گفتن همان ......
زمانی که من بیست سالم بود، وقتی دل می‌باختی نه موبایلی در کار بود، نه اینترنتی، نه هیچ ابزار مدرن دیگری. یادم می‌آید تمام ابزار ارتباطی منحصر می‌شد به......
تنها بازمانده يك كشتی شكسته توسط جريان آب به يك جزيره دورافتاده برده شد، او با بيقراری به درگاه خداوند دعا می‌كرد تا ......
از صفا و مروه که برگشت حالت عجیبی به وی دست داد. لیست خرید سوغاتی ها را از زنش گرفت و پاره کرد به پسرش زنگ زد و گفت......

از سراسر وب
ویدئو کلیپ ها