دسته بندی
صادقی در نگارش نمایشنامه باغ شكرپاره به اصول و قواعد نمایش تخت حوضی تا حدی وفادار مانده است اما این وفاداری را نمی‌توان به هیچ‌عنوان به سرسپردگی او به...


چرا باغ شکرپاره؟!


قطب‌الدین صادقی از معدود نویسندگان و كارگردانان تئاتر است كه در پرونده كاری او می‌توان تجربیات مختلفی از نمایش‌های ایرانی و شیوه‌های مختلف اجرایی نمایش‌های ایرانی را مشاهده كرد.
او همواره در اجرای نمایشنامه‌های ایرانی، كارگردانی تجربه‌گرا و نواندیش بوده كه در انتخاب شیوه اجرایی نمایش‌هایش همواره با یك رویكرد و نگاه تازه به سراغ شیوه‌های نمایش‌های ایرانی رفته است و از این حیث باید صادقی را كارگردانی تجربه‌گرا نامید. تجربه‌گرایی صادقی در اجرای نمایش‌های ایرانی، البته كاملا آگاهانه و از روی شناخت است و همواره این رویكرد و نگاه تازه‌اش در پیوند با مسائل تاریخی و به علت اشرافی كه او بر تاریخ دارد، جلوه‌ای تازه از هنر ایرانی را پدید می‌آورد.
«باغ شكرپاره» آخرین تجربه صادقی در عرصه نمایش‌های ایرانی است و رویكرد جدید او به نمایش تخت حوضی را عیان می‌سازد. صادقی در این نمایش به طرح یك داستان محلی می‌پردازد و در كنار آن چند داستان فرعی دیگر را هم به موازات، روایت می‌كند و با استفاده از سیاه، به نفی قدرت حاكمان و سوء‌استفاده‌های آنان در تمام ادوار تاریخ می پردازد و به وضوح خودكامگی، جاه‌طلبی و فزون‌خواهی حاكمان را به تصویر می‌كشد.
تخت‌حوضی یكی از شیوه‌های سنتی نمایش ایرانی است كه به لحاظ سیر تاریخی، قدمت آن به دوران قاجار باز می‌گردد و در نمایش باغ شكرپاره هم شاهد هستیم كه مبنا و پیرنگ نمایش بر نحوه حكومت حاكمان بنیان نهاده شده است.
صادقی در نگارش نمایشنامه باغ شكرپاره به اصول و قواعد نمایش تخت حوضی تا حدی وفادار مانده است اما این وفاداری را نمی‌توان به هیچ‌عنوان به سرسپردگی او به همان اسلوب و قواعد كلاسیك این شیوه اجرایی معنا كرد.
در نمایش باغ شكرپاره تمام شخصیت‌های نمایش از جمله فرمانده، جلاد، ‌وزیر اعظم و.. دارای شناسنامه هستند و هر كدام به نوعی نماینده قشری از درباریان وحاكمان ایران زمین محسوب می‌شوند و خصلت‌ها و ویژگی‌های آن دوران را به نمایش می‌گذارند و در پایان نمایش هم تم اصلی نمایش یعنی جاه‌طلبی و فزون‌خواهی اطرافیان شاه و تلاش آنها برای رسیدن به قدرت كه عموما برپایه تزویر، ریا و با طرح توطئه صورت می‌گیرد در نمای كلی این شخصیت‌ها متجلی می‌شود.
نمایش تخت حوضی به معنای سنتی آن عموما بر پایه بداهه و بداهه‌سازی بازیگران شكل می‌گیرد و از همین‌روست كه شخصیت‌ها چندان پیشینه‌ای ندارند و هیچ‌گونه شناسنامه‌ای برای آنان شكل نمی‌گیرد و سرگرمی، خندیدن و خنداندن مبنای اصلی نمایش تخت‌حوضی است؛ از همین‌رو تفكر و تعقل در بیان مفاهیم چندان كاركردی ندارد. اما صادقی در این نمایش رویكرد جدیدی را حاكم كرده و با طراحی شخصیت‌های مختلف و هویت‌بخشی به شخصیت‌ها، گام جدیدی در اجرای نمایش تخت‌حوضی برداشته است.
«سیاه» حتی در این نمایش با حفظ قواعد و قراردادهای فیزیكی و بعضا رفتاری بر صحنه حاضر می‌شود؛ او البته بخش عمده‌ای از ویژگی‌های اصلی سیاه همچون سادگی و عامه بودن را هم با خود به همراه دارد و در طول نمایش هم با شوخی‌ها و بذله‌گویی‌ها هم مخاطب را به خنده وامی‌دارد و هم با لحن انتقادی و زبان تیز و تندش به تلخی‌ها و مشكلات اشاره می‌كند و آن روحیه نقادانه را هم از خود بروز می‌دهد. اما سیاه هم به مانند سایر شخصیت‌های نمایش باغ شكرپاره با تغییرات و رویكرد جدیدی مواجه شد و او در صحنه «سیاه» صرف نیست و یك شخصیت و یك كاراكتر مستقل است كه در غالب سیاه روایت می‌شود.
هژار در واقع شخصیت اصلی نمایش است كه در غالب سیاه روایت می‌شود اما او كاملا متفاوت از سیاه عامی كوچه بازار است كه صرف خندیدن و خنداندن بر صحنه حاضر نمی‌شود و فقط با رعایت جزئیات و ویژگی‌های رفتاری سیاه یك شمای كلی از سیاه را ارائه می‌كند. هژار در این نمایش تنها شخصیتی است كه به آبادانی سرزمین فكر می‌كند و شخصیتی روشنفكر است كه دیدی وسیع‌تر از حاكمان و ساكنان دارد.
البته او در پی اتفاقاتی وارد دربار می‌شود و به مقام وزیری اعظم دربار هم می‌رسد و پس از طی یك تجربه در این زمینه كه سبب می‌شود دست تمام اطرافیان دربار رو شود، عطای وزیری را به لقایش می‌بخشد و به ذهنیتش بازمی‌گردد تا به قول خود من ذهنیتش را آباد كند. هژار برخلاف سیاه سنتی، شخصی با هوش و با ذكاوت است كه هرگونه جاه‌طلبی را از خود دور می‌سازد. این رویكرد نگاه تازه به سیاه سبب شده تا بتوان نمایش باغ شكرپاره را نمایش تخت حوضی مدرن نامید.
صادقی در نگارش نمایشنامه با تركیب جزئیات و اشارات و كدهای نمایش تخت حوضی با نگاهی ژرف و عمیق به مسائل و مشكلات مطرح شده در نمایش و با رویه‌ای هدفمند و حفظ جذابیت‌های این شیوه‌ نمایش، پایبندی به اصول و قواعد و قوانین این شیوه اجرایی،‌ در ارتباط با مخاطب بسیار هدفمند عمل می‌كند و علاه بر ایجاد ارتباط مستمر با تماشاگر، او را در معرض چالش و قضاوت قرارمی‌دهد.
در حیطه كارگردانی و اجرا اما این رویكرد، نگاه تازه به نمایش سنتی تخت حوضی تا حدی كاسته شده و صادقی همپای متن، این رویكرد مدرن را در اجرا همراه نكرده است و به لحاظ میزانسن و فضاسازی با تكیه بر شعر و موسیقی كه ویژگی‌ و شاخصه‌های اصلی نمایش تخت حوضی است پیش‌رفته است و یك وجهه كلی از سیاه‌بازی را البته در صحنه نمایش تصویر كرده است.
صادقی حتی در ابتدای نمایش مرز صحنه‌ای با مخاطب را از میان برداشته و بازیگران به سبك نمایش تخت حوضی سنتی از میان مردم وارد صحنه می‌شوند تا توجه او به جزئیات شیوه اجرایی نمایش آشكار شود. همچنین بازیگران در نمایش باغ شكرپاره مبنای اصلی و محور نمایش قرار می‌گیرند و تركیب‌بندی‌ها و میزانسن‌ها در مرز میان بداهه‌سازی بازیگر و طراحی كارگردان پیش می‌رود. در صحنه‌هایی از نمایش، بسته به فراخورمتن، صادقی تركیباتی همانند تابلوهای مینیاتور ایرانی را تصویر كرده است كه به لحاظ زیبایی شناختی بصری، تاثیر زیادی در ارتباط مخاطب با نمایش دارد.
تنها نقطه ضعف نمایش باغ‌شكرپاره كه گاهی باعث قطع ارتباط مخاطب با اثر می‌شود به گفت‌وگوهای طولانی برخی شخصیت‌ها برمی‌گردد كه ضرباهنگ و ریتم نمایش را هم دچار خلل و خدشه می‌كند.

گردآوری شده توسط: گروه فرهنگ و هنر ایران فروم
Cloob Print Google+