دسته بندی
رزیتا غفاری با لیوانی چای در دست، لباسی مشكی‌رنگ با كلاهی كه گل سفیدی روی آن نصب شده نشسته. چهره‌ای متفاوت دارد اما...


زنی عجیب در آسایشگاه!


گزارشی از پشت صحنه تئاتر تلویزیونی «خانم سویج عجیب»
تئاتر تلویزیونی «خانم سویج عجیب» نوشته جان پاتریك به كارگردانی محمد یعقوبی و تهیه‌كنندگی احمد آسوده در گروه نمایش و فیلم شبكه 4 سیما تولید می‌شود.
این نمایش تلویزیونی ماجرای به آسایشگاه بردن زن میانسالی را به تصویر می‌كشد كه مشكلاتی برای فرزندان خودخواه و پول‌پرست او ایجاد می‌كند.
فریده سپاه‌منصور، فرهاد تجویدی، رزیتا غفاری، علی سرابی، آیدا كیخایی و ... بازیگران این نمایش تلویزیونی هستند.
رزیتا غفاری با لیوانی چای در دست، لباسی مشكی‌رنگ با كلاهی كه گل سفیدی روی آن نصب شده نشسته. چهره‌ای متفاوت دارد اما همان صورت آرام خود را حفظ كرده است. او در این تله‌تئاتر نقش خانم «سی‌سی‌بل» دختر خانم سویج را بازی می‌كند. غفاری در مورد نقش‌اش می‌گوید: «نقش یك زن متكبر و پول‌پرست را بازی می‌كنم. متفاوت بودن این نقش را با نقش‌های قبلی‌ام دوست دارم و اولین‌بار است كه بازی در تله‌تئاتر را تجربه می‌كنم.»
او درباره پذیرفتن این نقش می‌گوید: «چند سال پیش كاری را با لیلا برخورداری انجام دادم كه یك نمایشنامه‌خوانی برای جشنواره مولوی بود. پیش از آن هم در پشت صحنه تئاتر فعالیت داشتم. همیشه در ذهنم بود كه یك كار نمایشی را تجربه كنم كه وقتی این تله‌تئاتر پیشنهاد شد و گروه هم حرفه‌ای به نظر آمد، قبول كردم.»
غفاری از نقشی كه دارد راضی است و از این‌كه در كنار بازیگرانی چون فرهاد تجویدی، فریده سپاه‌منصور و ... قرار گرفته، خرسند است.
این بازیگر ادامه می‌دهد: «كار كردن با كارگردان خوبی چون محمد یعقوبی باعث افتخار هر بازیگری است. برای آماده شدن حدود یك ماه تمرین داشتم و با توجه به این‌كه همه بچه‌ها تئاتری بودند و صحنه را خوب درك می‌كردند، مشكل چندانی وجود نداشت.»
به اعتقاد غفاری این تجربه تنها بازی در یك اثر جدید نیست، بلكه آن را یك كارگاه آموزشی می‌داند و در پی كسب دانش بیشتری است.
او پس از اتمام این تله‌تئاتر بازی در یك مجموعه را به كارگردانی «شفیع آقامحمدیان» آغاز خواهد كرد.

كارگردان برایم مهم است
فرهاد تجویدی بازیگر دیگری است كه وارد اتاق می‌شود. گویا بازی‌اش فعلا تمام شده و برای استراحت آمده.
كتاب سفیدرنگی در دست دارد. كنجكاو می‌شوم كه آن را ببینم، روی كتاب نوشته شده: نمایشنامه «خانم سویج عجیب» نوشته جان پاتریك، ترجمه آندرانیك خچومیان. به نظر می‌رسد یعقوبی سعی كرده حتی در دیالوگ‌ها هم به ترجمه و اصل نمایشنامه وفادار بماند.
فرهاد تجویدی با گریمی متفاوت نشسته است. حجم كار او را خسته نكرده و با روی خوش می‌پذیرد كه درباره نقش خود صحبت كند: «نقش سناتور تیتوس، یكی از پسران خانم سویج را بازی می‌كنم. او مرد بانفوذ خودخواه ولخرجی است كه به اتفاق برادر و خواهرش، مادرش را كه همان خانم سویج است به آسایشگاهی می‌سپارند تا تحت نظر پرستاران باشد و به نوعی از دست او راحت شوند. در واقع می‌خواهند با آرامش از ثروت سویج بهره ببرند، ولی درگیر ماجراهای جالبی می‌شوند. سناتور تیتوس پسر ارشد خانواده سویج است و از طریق ثروت خانواده توانسته به مقام خود برسد.
من برای حضور در این تله‌تئاتر 2 دلیل عمده داشتم كه هر دو به كارگردان بازمی‌گردد. به نظر من محمد یعقوبی كارگردانی است كه اخلاق و دانش را با هم دارد و این برای یك كارگردان حسن بزرگی است و حضورش موفقیت هر اثری را تضمین خواهد كرد.
سال‌ها پیش، نمایشنامه خانم سویج را خوانده بودم و همان زمان متوجه شدم كه این كار برای تله‌تئاتر بسیار مناسب است؛ چون هم جنبه مفرح داشت و هم شكل اجرایی آن برای نمایش تلویزیونی مناسب بود. من 15 جلسه برای این نمایش تمرین كردم و از روزی كه ضبط شروع شده در تمام روزها، بازی داشتم. در واقع، تیتوس یكی از نقش‌های اصلی و پیش‌برنده داستان است.»
او در هنر نمایش چهره آشنایی است و پیش از این تله‌تئاتر «كشمشی در آفتاب» را برای تلویزیون بازی كرده. تئاتر را خوب می‌شناسد و حرف‌های جالبی می‌زند: «به نظر من كار با محمد یعقوبی خیلی خوب بود، چون علاوه بر هنرمند بودن، انسان بی‌نظیری است و گروه را با هم هماهنگ كرده است.
به نظر من بجز شناخت تمام عناصر بازیگری و اشراف بر اجزای یك نمایشنامه، شناخت دوربین نیز برای بازیگر تله‌تئاتر بسیار مهم است. بازی در تله‌تئاتر با صحنه تفاوت‌هایی دارد كه باید در ضبط تلویزیونی لحاظ شود.
وقتی یك نمایش با 3 دوربین ضبط می‌شود، تلاش مضاعفی می‌طلبد. بازیگر باید دوربین‌ها را كاملا حس كند تا بازی‌اش كاملا دیده شود. از طرف دیگر، عملكرد كارگردان تلویزیونی مهم است كه ما از این نظر با وجود شخصی چون مسعود فروتن با آرامش جلوی دوربین‌ها بازی می‌كردیم و می‌دانستیم هیچ ضعف و قوتی از دید او پنهان نمی‌ماند.
نكته آخر در مورد نمایشنامه خانم سویج عجیب این است كه آدم‌های این نمایش در جامعه فعلی ما مصداق‌های فراوانی دارند؛ آدم‌هایی كه در چنبره مسائل مادی غرق شده‌اند و ارزشی برای انسانیت قائل نیستند و افرادی را قربانی خواسته‌‌های خود می‌كنند. سناتور هم یكی از این آدم‌هاست.»

رنگ صورتی روی دیوار آسایشگاه
زمان استراحت گروه می‌رسد. چند بازیگر دیگر هم به ما می‌پیوندند كه میان آنها «آیدا كیخایی» آشناست. او لباسی تیره روشن سبز بر تن دارد، كلاه سبزی روی سر كشیده، با حرارت صحبت می‌كند و نسكافه سفارش می‌‌دهد.
برایش توضیح می‌دهم كه برای تهیه گزارش آمده‌ام. ناگهان یكی از عوامل وارد می‌شود و خبر فوت مسعود رسام را می‌دهد، همه لحظه‌ای ساكت می‌شوند و بعد هر كسی چیزی می‌گوید. كیخایی كاملا متاثر شده و قادر به صحبت نیست، بعضی‌ها تجربه همكاری با مرحوم رسام را به خاطر می‌آورند و با هم صحبت می‌كنند. ترجیح می‌دهم صحبت با كیخایی را به زمان مناسب‌تری موكول كنم.
به سمت استودیو 11 می‌روم. احمد آسوده بیرون می‌آید. به نظر خسته می‌آید و از این كه در استودیو 11 ضبط دارد كمی دلخور است. البته حق با اوست، چون به اصطلاح یك نصفه استودیو در اختیار او و گروهش قرار گرفته و فضای بزرگ‌تر، در اختیار برنامه دیگری است كه یك دكور ثابت دارد.
استودیو، سرد و تاریك است. در نگاه اول به نظر خالی است. دكور، اتاق‌ نشیمن یك آسایشگاه روانی است. رنگ دیوارها و مبلمان كمی تند به نظر می‌رسد و در كل بیشتر رنگ‌های صورتی به كار رفته است.
فریبا رحمانی، طراح صحنه و لباس این تله‌تئاتر است و برای طراحی دكورها با نگاه به نمایشنامه، تحقیق هم می‌كند. با دقت و وسواس زیادی برای گروه كار می‌كند و این دكور نیز مهارت او را در طراحی كاملا نمایان كرده است.
دكور 3 ضلع دارد؛ سمت راست‌ آن میز ناهارخوری است، وسط اتاق مبلمان راحتی و روبه‌رو پنجره‌ای است كه خارج از محوطه را با پیچك‌هایی سبز به رخ می‌كشد. سمت چپ سالن هم در ورود و خروج قرار دارد.

یك كلاه‌، یك لباس
یك صدای آشنا سكوت استودیو را می‌شكند. فریده سپاه‌منصور یا همان خانم سویج عجیب، كاغذ به دست به سمت دكور می‌رود. پیراهن مخمل قهوه‌ای‌رنگی بر تن دارد و كلاهی مخمل هم روی سر گذاشته. به نظر لباس راحتی نیست، اما بانمك است.
سپاه‌منصور دوست ندارد درباره خانم سویج صحبت كند، ولی می‌گوید: «من نمایشنامه را خواندم. كارگردان هم كه مناسب بود، پس نقش را پذیرفتم. نقش خانم سویج یك نقش پیچیده است كه تماشاچی را تا آخر نمایش جذب می‌كند. نكته مهم این است كه كلاه من به لباسم دوخته شده و احساس خرگوش بودن دارم! لباس من اصلا راحت نبود و این مشكل به كمبود بودجه برمی‌گردد. این نمایش برای شبكه خاصی تولید می‌شود كه طبیعتا تماشاگر خاص دارد، پس باید به مخاطب احترام گذاشت و برای من بازیگر هم امكانات قائل بود.»
كیخایی به استودیو می‌آید. هنوز متاثر است. با او درباره نقش‌اش گفتگو می‌كنم: «از ابتدا كه محمد یعقوبی تصمیم گرفت این نمایشنامه را ضبط كند قرار بود همكاری داشته باشم، ولی نقشم مشخص نبود. وقتی شروع به خواندن نمایشنامه كردم، نقش‌های جالبی در آن پیدا كردم، مثلا نقش سی‌سی‌بل كه رزیتا غفاری بازی می‌كند، یكی از نقش‌های خوب این نمایش بود. در نهایت، من برای نقش فلورانس یا فری كه یكی از بیماران آسایشگاه است انتخاب شدم.
من پیش از این در یك نمایش نقش یك پیرزن دیوانه را بازی كرده بودم، اما نقش فری كه یك دختر جوان سبك‌عقل بود، خیلی جای كار داشت و سعی كردم از تمام توانم برای بازی استفاده كنم. به نظرم فلورانس خیلی خوب شخصیت‌پردازی شده است.
دیالوگ‌ها خیلی خوب بود و متناسب با شخصیت‌ها نوشته شده بود و در كل این نقش را دوست داشتم و از این كه در كنار بازیگرانی چون تجویدی و سپاه‌منصور بودم خوشحالم. علاوه بر اینها، كمك‌ها و راهنمایی‌هایی كارگردان هنری در كیفیت بازی‌ها نقش بسزایی داشت.»

سناتور ناراحت است
همه به استودیو بازمی‌گردند. در این سكانس قرار است سپاه‌منصور و علی سرابی بازی داشته باشند.
سپاه‌منصور عروسك خرس كوچكی را در بغل گرفته و قرار است با دكتر امت، پزشك آسایشگاه صحبت كند.
دیالوگ‌ها چند بار تمرین و كار آغاز می‌شود: دكتر وارد می‌شود و روبه‌روی سویج می‌ایستد. بدون حرف، مدتی طولانی به هم نگاه می‌كنند.
سویج به كاناپه تكیه می‌دهد و درحالی كه سعی می‌كند لبخند نزند، خرس را در بغل می‌فشارد. گویا از نگاه دكتر چیزهایی متوجه شده است.
دكتر چند روزنامه در دست دارد و در سمت دیگر سالن ایستاده و با تحكم می‌گوید:
روزنامه عصر امروز.
او روزنامه را به سویج می‌دهد. سویج با اشتیاق روزنامه‌ها را می‌گیرد و می‌نشیند. عینك می‌زند و درحالی كه بخشی از آن را می‌خواند، قهقهه می‌زند.
دكتر خطاب به او می‌گوید:
نمی‌دونی سناتور چقدر از دستت ناراحته.
مسعود سرمدی، مدیر صحنه، از طریق گوشی متوجه می‌شود كه رژی فرمان قطع بازی را داده. كات می‌شود. یعقوبی به اتاق می‌آید و با سرابی صحبت می‌كند.
این بخش چند بار تكرار می‌شود تا نتیجه مطلوب حاصل می‌‌گیرد.
مسعود فروتن هم به استودیو می‌آید. همچنان معتقد است هنگام كار تمركز ندارد تا مصاحبه كند، ولی از او قول می‌گیرم در یك فرصت مناسب درباره كارگردانی تلویزیونی با هم صحبت كنیم.
خارج از استودیو، علی سرابی را می‌بینم كه نقش دكتر امت را بازی می‌كند. چهره‌ای آرام و متفكر دارد. لباسی ساده پوشیده و ژاكت بافتنی بر تن دارد.
«من نقش پزشك آسایشگاهی را بازی می‌كنم كه سویج در آن بستری است. تمام افرادی كه در این آسایشگاه هستند، بیوگرافی دارند. برخلاف نمایش‌های دیگر كه درباره دكتر و پرستار آسایشگاه شناختی به تماشاچی داده نمی‌شود، دكتر امت نقش جالبی داشت و روی شخصیتش كار شده بود، چون قرار بود كارگردانی كار را یعقوبی برعهده بگیرد، ترغیب شدم كه به گروه بپیوندم.»
خود او قرار است بزودی یك تله‌تئاتر را كارگردانی كند و شناخت خوبی از تله‌تئاتر دارد.
سرابی در ادامه می‌گوید: «با این كه این نقش خیلی كوتاه بوده ولی از بازی در آن احساس خوبی دارم؛ چون در عین این كه نمایش طنز نیست ولی ابعاد طنزی دارد كه بیننده را مجذوب می‌كند. دلیلش این است كه بیشتر بخش‌های آن در یك آسایشگاه روانی می‌گذرد.»
قرار است صحنه بعدی ضبط شود. در این سكانس غفاری، تجویدی، سپاه‌منصور و مسعود میرطاهری بازی می‌كنند.
گل كلاه غفاری از كلاه جدا شده و او با یكی از مسوولان لباس مشغول ترمیم كلاه هستند.
تجویدی دست‌ها را به كمر زده و دور اتاق رژه می‌رود و دیالوگ‌هایش را تكرار می‌كند.
گویا شارژ میكروفن تجویدی هم تمام شده و گروه كمی برای شروع ضبط معطل می‌شوند. از فرصت استفاده می‌كنم و پیش روی محمد یعقوبی می‌نشینم: «این اولین نمایشنامه از جان پاتریك است كه به زبان فارسی ترجمه شده. متن و دیالوگ‌ها خوب بود و به نظرم برای ساخت تله‌تئاتر كاملا مناسب بود. این نمایشنامه برای اولین بار خالق خود را در تلویزیون ما معرفی خواهد كرد.»
یعقوبی درباره انتخاب بازیگران می‌گوید: بیشتر بازیگران را در تئاتر می‌شناختم، به جز یكی دو نفر مثل رزیتا غفاری و فریده سپاه‌منصور را كه تجربه تله‌تئاتر نداشتند. ولی گروه بازیگران این تله‌تئاتر خیلی خوب بازی كردند و از انتخاب آنها راضی هستم. نقش‌ها با دقت به بازیگران واگذار شد و هر كس سر جای خودش بود. علاوه بر اینها، از كار كنار مسعود فروتن خیلی راضی هستم.»
او اضافه می‌كند: «ما در انتخاب متن برای تله‌تئاتر محدود هستیم و امیدوارم حساسیت برای ساخت تله‌تئاتر ایرانی از نظر مضمون بیشتر شود.»
یعقوبی پیش از این 2 تله‌تئاتر موفق «دل سگ» و «زمستان 68»‌را برای شبكه 4 تولید كرده كه بارها و بارها پخش شده‌اند.
ضبط شروع می‌شود، اما با اشكالاتی مواجه می‌شود. هنگامی كه اطلاع می‌دهند كار مورد قبول واقع شده، همه بازیگران به اتاق فرمان می‌آیند تا بازی‌هایشان را از مونیتور ببینند.
برایشان آرزوی موفقیت می‌كنم و استودیو 11 را به امید تولید یك تله‌تئاتر دیگر ترك می‌كنم.

عوامل سازنده تله‌تئاتر خانم سویج عجیب
كارگردان هنری: محمد یعقوبی
كارگردان تلویزیونی: مسعود فروتن
تهیه‌كننده: احمد آسوده
مدیرتولید: سیدمهدی خضری
منشی صحنه: مریم عرب‌احمدی
مدیرصحنه: مسعود سرمدی
تصویربرداران: هادی حسینی‌پویا، زین‌الدین علامه و محمدرضا كاظمی
نورپرداز: مجید گلزاریان
صدابردار: تیرداد رضایی
طراح صحنه و لباس: فریبا رحمانی
گریم: نوید فرح‌مرزی، مژگان ناظمی
بازیگران: فریده سپاه‌منصور، فرهاد تجویدی، رزیتا غفاری، آیدا كیخانی، علی سرابی، مسعود میرطاهری، رویا دعوتی، نوشین حسن‌زاده، محمد عسگری، مهران نائل و معصومه رحمانی.

گردآوری شده توسط: گروه فرهنگ و هنر ایران فروم
Cloob Print Google+