دسته بندی
گپ و گفت کوتاه مان با او وسط عکاسی روی جلد در استودیو انجام شد. علیدوستی با وجود ترافیک سنگین تهران، بیشتر از یک ساعت برای عکاسی ماند و دیرتر سر تمرین رسید و همه جوره...


ترانه علیدوستی از سومین همکاری مشترکش با رحمانیان می‌گوید


رحمانیان پدر سخت گیر است و نصیرپور مادر صبور
علیدوستی جزو معدود بازیگر‌هایی است که از سینما به تئاتر آمده و اتفاقا تا به حال هم فقط با رحمانیان و گروهش کار کرده. او در روز حسین (ع)، نقش ترلان، همسر امیر حسین (علی عمرانی) را دارد. گپ و گفت کوتاه مان با او وسط عکاسی روی جلد در استودیو انجام شد. علیدوستی با وجود ترافیک سنگین تهران، بیشتر از یک ساعت برای عکاسی ماند و دیرتر سر تمرین رسید و همه جوره همکاری کرد. آن چه می‌خوانید گپ کوتاه ما درباره تئاتر روز حسین (ع) است.

محمد رحمانیان کی به شما گفت بیایید سر این کار؟
سه ماه قبل بود. من ایران نبودم، به من ای میل زدند که می‌خواهیم نمایشی روی صحنه ببریم، تو هم هستی؟ گفتم با کمال میل.

از تمرین اول هم سر کار حاضر بودید؟
دو سه روز بود تمرین را شروع کرده بودند که خودم را رساندم. مانند بقیه اطلاع زیادی از چند و چون قصه نداشتم.

توی این مدت سه ماه پیشنهادی برای بازی در فیلم داشتید که به خاطر «روز حسین (ع)» ردش کرده باشید؟
بله. همان طور که گفتم آقای رحمانیان با متن حاضر و آماده تمرین را شروع نمی‌کنند. متن در ذهن ایشان تمام شده است. اما همزمان با تمرین بر اساس فضای حسی و پتانسیل‌های گروه شکل نهایی‌اش را می‌گیرد. بنابراین من هم اطلاعی از نحوه پیشرفت قصه نداشتم ولی با اعتقاد خاصی که به کار آقای رحمانیان داشتم مطمئن بودم که این بار هم نمایش ایشان ارزش این را دارد که نسبت به پیشنهادات اخیر در اولویت قرار بگیرد.

روز حسین(ع)، تئاتر شلوغ و پر از بازیگری است و دیالوگ‌های سنگینی دارد، ضمن این که کار هم تاریخی است. همه این‌ها کار را سخت نمی کند؟
برای خود من نه. نمایش سه مقطع زمانی دارد و من بازيگر بخش معاصر آن هستم. اما درعين حال كارهای تاریخی – مذهبی هم برای این گروه آشنا هستند و هم برای مخاطبشان. این نمایش در ادامه نمایش «پل»، «اسب‌ها» و حتی «عشقه»، چندمین نمایش آقای رحمانیان با چنین فضایی است. چیزی که خود من در استفاده ایشان از زبان تاریخی دوست دارم گرم و روان بودن آن است؛ به شکلی که بیننده با وجود درک تفاوت‌های این ادبیات زبانی به کلی آن‌ها را فراموش می‌کند و گفت و گو‌ها را ملموس و باور کردنی و انسانی می‌یابد. حتی طنازی‌های موجود در دیالوگ‌ها به دل می‌نشیند و از جنس غیر خلاقانه و نچسب بیشتر کار‌های تاریخی ای که شاهدشان هستیم، نیست.

شاید خیلی‌ها که تئاتری نباشند به خاطر نام این تئاتر و زمان روی صحنه رفتنش به دیدن آن بیایند تا گریه ای کنند. آن‌ها به نیت روضه تصویری می‌آیند تا اشکی بریزند. آن‌ها هم این تئاتر را هضم می‌کنند.
بعید می‌دانم مخاطب حرفه ای تئاتر چنین دیدگاهی داشته باشد اما در مورد عده ای که ممکن است چنین انتظاری داشته باشند، باید بگویم قرار نیست الزاما تماشاچی همیشه همان چیزی عایدش شود که توقعش را دارد و این گونه راضی شود. راضی شدن تماشاچی به عهده خود کار است و نه توقعات از پیش تعیین شده او. البته که در روز حسین(ع) با توجه به موضوعش از المان‌های تعزیه و فاصله گذاری‌های خاص آن استفاده شده. اما روز حسین (ع) تعزیه نیست. در عین پایبندی اش به آیین عزای حسینی، نگاهی دیگر است به واقعه عاشورا و وقایع معاصر که بناست جنبه دیگری از تاثیرگذاری این واقعه را به دوش بکشد.

این همه بازیگر چطوری با هم تمرین می‌کنید. نقش‌هایتان را چکش کاری می‌کنید؟
ما همه مان مثل آجر‌های یک ساختمانیم و من تفاوتی بین خودمان نمی‌بینم. هر کس باری را به دوش می‌کشد تا کار سرو شکلی در شان این گروه پیدا کند. به تجربه من تئاتر تمرین به تمرین و اجرا به اجرا جای بهتر شدن دارد و هیچ وقت نمی‌توان گفت به نهایت کمالش رسیده و همیشه می‌توان به چکش کاری اش ادامه داد.

از بیرون به نظر می‌آید فضای گروه، فضای خوب و همراهی است. این خاص کار رحمانیان است؟
همه داریم به هم کمک می کنیم. راستش من تجربه کار با دیگر گروه‌ها را ندارم اما حتما آن‌ها هم با هم فضای صمیمانه ای دارند. هر گروه تئاتر ظرف چند سال آن قدر در کنار هم هستند که با هم اخت شوند، سفر بروند و با عادت‌های هم آشنا شوند و جنس کار یکدیگر را بشناسند. من هم با این که کار سومم با این گروه است اما کاملا این فضای تعامل را حس می‌کنم.

محمد رحمانیان بعضی جا‌ها عصبانی می‌شود و سر بقیه داد می‌کشد. این وسط مهتاب نصیر پور هم انگار یک جور‌هایی می‌خواهد میانه بچه‌ها و رحمانیان را بگیرد.
هیچ کارگردانی سر کسی داد نمی‌کشد. معمولا زیر بار فشار و مسوولیتی که بر دوش دارد، داد می‌کشد و به نظر من این حق را هم دارد که خود را تخلیه کند و گروهش باید در این مورد پناه او باشند و درکش کنند. در این گروه رحمانیان مثل پدری است که باید سختگیری کند و نصیر پور مثل مادر صبوری که بچه‌ها را کمک می‌کند تا نظر او را جلب کنند.

تجربه کار‌های سینمایی تان به کمک این کار تئاتری تان می‌آید یا نه؟
نمی‌توانم خیلی این فضا‌ها را تفکیک کنم. هر تجربه ای به آدم کمک می‌کند، فرقی نمی‌کند در سینما باشد یا در تئاتر. بحث تکراری و قدیمی تفاوت‌های تئاتر و سینما به کنار؛ مساله در نهایت خود بازیگری است که در هر کار اقتضای خودش را دارد. در این میان یکی از خوبی‌های تئاتر این است که شما را با توانایی‌های ناشناخته تان آشنا می‌کند.

فکر می‌کنید روز حسین(ع) بگیرد؟
نمی‌توانم خیلی دقیق بگویم، به هر حال این کاری است که برای مردم ساخته شده و با اعتقادات و نگاه‌ها و سنت‌هایشان سر و کار دارد. همین که در محرم و با این فضا کار می‌شود این حرف را ثابت می‌کند. امیدوارم این اتفاق بیفتد.

گردآوری شده توسط: گروه فرهنگ و هنر ایران فروم
Cloob Print Google+