دسته بندی
از سوی دیگر سؤتفاهماتی متفاوت که توسط یک زن سبک سر برای میوسوو به وجود می​آید کلافی پیچیده از این اثر می​سازد. از این​جا به بعد، قرار است با تشدید مجموعه​ای از اشتباهات و....


یک نفر می​خندد ده نفر نه + عکس​های نمایش


نمایش «می​خواهم میوسوو را ملاقات کنم» می​کوشد با تکیه بر سوءتفاهماتی که در دل موقعیت‌ها شکل می​گیرد به فضایی کمیک دست یابد.
یکی از راه​های ایجاد کمدی استفاده از اشتباهات و جابجایی​های شخصیتی و مکانی است. این تکنیک علاوه بر اینکه باعث سؤتفاهمات جالبی می​شود با ایجاد زمینه برای شوخی​های خلاق - به شرط طراحی درست تیپ​ها و شخصیت​ها- می​تواند تضمینی برای پدید آمدن یک کمدی موفق باشد. این تکنیک و شکل ایجاد کمدی را یکی از زیر شاخه​های محبوب گونه کمدی به حساب می​آورند.
کمدی اشتباهات یا سؤتفاهم شباهت زیادی به لحاظ سیر ساختاری به درام​های پلیسی و معمایی دارد. هر دوی این نوع از داستان​گویی​ها دو مرحله کلی و اساسی دارند؛ اول گره افکنی، یعنی ایجاد اشتباهات و سؤتفاهمات پیوسته و دوم گره گشایی یا باز کردن کلاف سردرگم این اشتباهات و رساندن کار به عاقبتی روشن و شفاف. در بین این دو مرحله نکات مهمی وجود دارد که اگر بخواهیم با توجه به موضوع این نوشته که درباره یک کمدی است، آنها را در این گونه مرور کنیم می​توانیم ابتدا به میزان پیچیدگی و ریتم اثر اشاره کنیم.

پیچیده​تر کردن داستان و ایجاد هیجان با استفاده از این پیچیدگی، روابط یا رویدادها، در کنار ریتمی تند و فزاینده باعث می​شود که موقعیت​های کمیک پیوستگی بهتری پیدا کنند و تماشاگر راحت​تر با شوخی​های اثر ارتباط پیدا کند. اگر سلسله پیوستگی رویدادها و میزان توقف روی هر رویداد و سرعت اجرای آن که ضرباهنگ را می​سازد، دچار تکرار یا رخوت شود اساساً دیگر کمدی از دست رفته و بهترین شوخی​های زبانی به جای فعال کردن آتشفشان خنده، ​حتی سکوت یخ زده سالن را نمی​توانند بشکنند و در بهترین حالت نوعی عدم توازن در برقراری ارتباط تماشاگران با لحظه​های کمیک ایجاد می​شود؛به نوعی که یک نفر می​خندد ده نفر نه.

یک نفر می​خندد ده نفر نه + عکس​های نمایش



خود این مسئله ازایجاد فضای جمعی مواجهه با یک تئاتر کمدی جلوگیری می​کند، اما نکته دیگری که مربوط به متن در یک کمدی است دیالوگ​های کنایی و چند لایه اثر و حاضر جوابی​هایی است که لحظات و شوخی​ها را می​سازد، نبود چنین عنصری به فرض اینکه نویسنده کلاف سؤتفاهمات را هم پیچیده کند از خلق کمدی موفق جلوگیری خواهد کرد. از این دست کمدی​ها که بر پایه سؤتفاهم و دروغ شکل می​گیرند نمونه​های موفقی وجود دارد که شاید شاهکارهای آنها در سینما برای همه علاقمندان به ادبیات نمایشی آشناتر باشد؛ «بعضی ها داغش را دوست دارند»،«احمق مرا ببوس»،«نینوچکا» و...گوشه​ای از شاهکارهای یکی از نوابغ تاریخ ادبیات و هنر​های نمایشی یعنی بیلی وایلدر است که خود متر و میزان خوبی برای ما ایجاد می​کنند تا بتوانیم آثاری در این گونه از کمدی را مورد تحلیل قرار دهیم.
نمایش «می خواهم میوسوو را ملاقات کنم» نوشته تامارا دالمات است که به تازگی محمود عزیزی آن را در سالن اصلی تئاتر شهر به صحنه برده است. نمایش یک کمدی اشتباهات است، شخصی به یک آسایشگاه وارد می‌شود تا در روز تعطیل رئیس بزرگترین شرکت ساختمانی مسکو - یعنی جناب میوسوو- را برای امری شغلی ببیند. اما به دلیل نا توانی مالی و بی اسم و رسم بودن برای ورود به آنجا مشکل دارد، لذا متوسل به مجموعه​ای از دروغ​ها می​شود که سؤتفاهماتی را به بار می​آورند، از سوی دیگر سؤتفاهماتی متفاوت که توسط یک زن سبک سر برای میوسوو به وجود می​آید کلافی پیچیده از این اثر می​سازد. از این​جا به بعد، قرار است با تشدید مجموعه​ای از اشتباهات و سؤتفاهمات و ایجاد شوخی​ها و لحنی شاد و سریع، یک کمدی مفصل ساخته شود، اما به نظر می​رسد نمایش در ساختن این مهم یعنی یک کمدی خوب ناتوان است. این ناتوانی را می​توان در دو دسته از دلایل متنی و اجرایی بررسی کرد.

یک نفر می​خندد ده نفر نه + عکس​های نمایش


به نظر می رسد متن تامارا دالمات در اکثر موارد از نکاتی که در ابتدای این نوشته به عنوان خصوصیات یک کمدی اشتباهات خوب شمرده شد، خالی است. نمایش برای معرفی هر شخصیت و یا حتی مکان وقت زیادی را صرف می​کند. در همان صحنه ابتدایی که گفتگوی بین کارگر آسایشگاه با شخصیت اصلی یعنی مرد مراجعه کننده است، ما اساساً دیالوگ های فراوانی را می​شنویم که یا در سطحی​ترین شکل قصد معرفی دارند و یا مدام چیزهایی راتکرار می​کنند، از آنجا که این صحنه مقدمه​ای بیش نیست اتلاف این همه وقت برای معرفی آن هم در یک اثر کمدی، کل بدنه روایتی و اجرایی را تضعیف می کند-به یاد داشته باشید که ریتم فزاینده در ساختن کمدی اشتباهات نقش مهمی دارد - در صحنه بعد وقتی میوسیوو دارد با زنی حرف می​زند که سعی در بدام انداختن او دارد، سؤتفاهم دیگر نمایش بنا می​شود و باز ما همین اتلاف وقت، زیاده گویی و تکرار را می بینیم. این درجاهای دیگر هم تکرار می​شود و همه این تکرارها اساساً علیه ماهیت کمدی در شکلی است که اثر و اجرا ادعای آن را دارند، لذا اگر هم پیچیدگی رخ می​دهد اساساً با کندی انجام می​شود که خود باعث از بین رفتن قوت و قدرت تأثیر گذاری و خنده​گیری نمایش می​شود.
این نکات در اجرای محمود عزیزی از این متن به شکل بارزی به چشم می آیند. در صحنه​های کند و دچار تکرار متن اساساً حرکت بازیگران دچار خلل می​شود و قدرت صحنه تقلیل می​یابد. به دلیل بی رمقی زبانی اجرا در اکثر موارد بیشتر از دیالوگ بر حرکت استوار می​شود به همین دلیل تمرکز بازیگران در ساختن شوخی​های زبانی پایین است و آنچه در رفتار و گویش شخصیت​ها دیده می​شود نچسب و لوس است تا گرم و خنده دار.
از سوی دیگر به نظر می​رسد که سالن اصلی نا مناسب​ترین سالن برای اجرای این متن طولانی و کش دار است.شاید اگر سالن کوچک تری برای اجرا انتخاب می​شد، نزدیکی صحنه اجرا به مخاطب باعث ایجاد امکانات بیشتر بازی برای بازیگر می​شد و فضای صمیمی​تری بین بازیگر و تماشاگر ایجاد می​شد که خود از رخوت اجرا می​کاست. همین نکته سبب می​شد که کارگردان نخواهد با طراحی میزانسن و حرکت​های باز و طولانی صحنه را پر کند و از ایجاد ضرباهنگ درست و سریع اجرا غافل بماند.

یک نفر می​خندد ده نفر نه + عکس​های نمایش


اجرای نمایش «می​خواهم میوسوو را ملاقات کنم» با وجود بهره بردن از بازیگرانی توانا و پر قدرت مثل مسعود دلخواه، الهام پاوه نژاد و داریوش موفق و...اساساً به دلیل ایرادات مبنایی در متن و نوع طراحی حرکت و میزانسن فاقد آن جلوه​ای است که توقع می​رود و بیشتر به نظر می​رسد، بازیگران طناز نمایش برای پر کردن سکوت لحظه​های کمیک در یک نمایش کمدی مجبور شده​اند تا دست به انتخاب​هایی بزنند که بیشتر ضعف​ها را اثبات می​کند تا انکار.
عکس​ها: ایران تئاتر

گردآوری شده توسط: گروه فرهنگ و هنر ایران فروم
Cloob Print Google+