دسته بندی
زندگی شخصی دی کاپریو هنوز هم برای مخاطبان یک راز باقی مانده است. او اجازه نمی‌دهد کسی در حریم شخصی‌اش وارد شود و....


ستاره‌ای که هراسی از ریسک کردن ندارد!


درباره بازی لئوناردو دی‌كاپریو در یكی از مهم‌ترین فیلم‌های امسال: «جی.ادگار» ساخته كلینت ایستوود
«لئوناردو دی‌کاپریو» برای تبدیل شدن به «جی ادگار» مسن، باید ساعت‌ها را در اتاق گریم بگذراند تا گریمور‌ها پوستش را سفید‌تر و دندان‌هایش را زرد‌تر کنند و چین و چروکی در صورتش ایجاد کنند. بخشی از فیلمبرداری «جی ادگار» به کارگردانی «کلینت ایستوود» برای دی کاپریو به این حال می‌گذرد تا او بتواند زندگی «جی ادگار هوور»، بنیان گذار پلیس فدرال آمریکا (اف بی‌آی) را به تصویر بکشد. البته این فقط قسمتی از سختی‌های این فیلم برای آقای دی کاپریو است. حفظ کردن مونولوگ‌های طولانی که باید با لحن و تن صدای خاص هوور بیان شوند و رابطه‌ عاطفی خاص این فیلم نیز شرایط را سخت‌تر می‌کند.


دی کاپریو: «شخصیت‌های پیچیده را دوست دارم»
بسیاری از سوپراستارهای هالیوود، حتی آنان که دوست دارند توجه رای‌دهندگان اسکار را به خود جلب کنند، وقتی با نقشی با چالش‌های گفته شده مواجه می‌شوند، پیشنهاد را رد کرده و فرار می‌کنند. نقش هایی که هم باید در آن زیبایی‌ات را کنار بگذاری و هم ضد قهرمان باشی، یعنی یک ریسک بسیار بزرگ. حتی اگر ایستوود کار کشته هدایت فیلم را بر عهده داشته باشد. اما آقای دی کاپریو، حداقل در دوران بعد از «تایتانیک»، در طول مسیر فعالیتش ریسک‌های بزرگی کرده است و نه تنها نتیجه هاش را در فصل جوایز دیده است- او تا به حال سه بار نامزد اسکار شده است- بلکه در گیشه نیز ستاره‌ای پول ساز بوده است. «وقتی شخصیتی را نمی‌توانم سریعا هضم کنم، یعنی هنوز همه راز‌هایش برایم کشف نشده است و باید کنکاش بیشتری کنم. در این زمان است که به پیشنهادی جواب مثبت می‌دهم» این جملات را آقای دی کاپریوی ۳۶ ساله می‌گوید، «من آن شخصیت‌های پیچیده را دوست دارم، واقعا دوستشان دارم»

دی کاپریو در مقابل سیستم ستاره سازی هالیوود
هالیوود معمولا این پاسخ را دوست ندارد. با اینکه سیستم ستاره سازی هالیوود از زمان «کلارک گیبل» و «جیمی استوارت» شکل قدیمی خود را ندارد اما باز هم این سیستم وجود دارد: بازیگران آمریکایی بهتر است شخصیت‌های ثابتی را بازی کنند و از تغییر‌های بزرگ پیشگیری کنند. «برایان گریزر» تهیه کننده فیلم «جی ادگار» در این باره می‌گوید: «سیستم دوست دارد که بازیگران را بسته بندی کند! وقتی آن‌ها در نقشی به موفقیت می‌رسند، سیستم فیلم‌هایی را در مقابل پای بازیگر قرار می‌دهد که فقط می‌تواند‌‌ همان نقش را بازی کند» گریزر اضافه می‌کند: «برای اینکه در مقابل این سیستم مقاومت کنی، باید انتخاب‌های سخت تری بکنی. بیشتر مردم از انجام این کار هراس دارند» «لئوناردو می‌تواند با بازی در فیلم‌های کلیشه‌ای پول زیادی به‌دست آورد، ولی او می‌خواهد به چالش کشیده شود» آقای ایستوود این جملات را تلفنی می‌گوید: «و وقتی نقش کسی را بازی می‌کنی که کمترین شباهتی با تو ندارد، ریسکش بسیار بالا‌تر است»

دی کاپریو و مشکل «پل مونی»!
ریسک پذیری دی کاپریو توسط گروهی در هالیوود که به فیلم‌های جدی علاقه دارند تحسین می‌شود. آن‌ها دی کاپریو را به خاطر اشتیاقش در نمایش نوعی از درام که این روز‌ها در استودیوهای اصلی کمتر دیده می‌شود، تحسین می‌کنند. اما گروهی در هالیوود که بیشتر کارهای تجاری می‌کنند- بنگاه‌ها و استودیوها- اعتقاد دارند بازی در این همه فیلم بیوگرافی اشتباه است. نگرانی آنجاست که در برهه‌ای از زمان، اگر دی کاپریو تنوع انتخاب‌هایش را بیشتر نکند، جذابیتش را برای مخاطب از دست بدهد.

«جنین باسینگر» رئیس مرکز استودیو‌های فیلم در «دانشگاه وسلیان» اسم این پدیده را مشکل «پل مونی»! گذاشته است. مونی یکی از بهترین بازیگر‌های استودیوی برادران وارنر در دهه ۳۰ میلادی بود و در فیلم‌های مهمی چون «صورت زخمی» بازی کرده بود. او علاقه زیادی به فیلم‌های بیوگرافی داشت و برای فیلم «داستان لوئیس پاستور» (۱۹۳۶) جایزه اسکار را نیز به‌دست آورد. اما کم کم نوعی بیزاری از نقش‌های بیوگرافی در او و مخاطبانش پیدا شد و کم کم محو گردید. آیا دی کاپریو نگران نیست که برای فرار از چارچوب‌های استودیو‌ها خود را در چارچوبی دیگر محصور کند؟ اگر هم نگران باشد، اعتراف نخواهد کرد، او سریعا پاسخ می‌دهد: «هرگز. نه نیستم». خانم باسینگر هم اعتقاد دارد که قضیه دی کاپریو متفاوت است و او استعدادی خارق العاده دارد. او اشاره می‌کند وقتی دی کاپریو توانایی این را دارد که از فیلم «چه چیزی گیلبرت گریپ را می‌خورد» به «تایتانیک» و از آن به «رفتگان» تغییر مسیر دهد، باید به توانایی او ایمان داشت. او می‌گوید: «بازی‌های دی کاپریو همیشه آنقدر قوی بوده است که به همه بقبولاند که او با همه متفاوت است. او استعدادش بی‌نظیر است»

نوع انتخاب‌های آقای بازیگر و فیلم‌های بعدی‌اش
زندگی شخصی دی کاپریو هنوز هم برای مخاطبان یک راز باقی مانده است. او اجازه نمی‌دهد کسی در حریم شخصی‌اش وارد شود و مانند بسیاری از ستاره‌های هالیوود ادای دوست بودن با همه را در نمی‌آورد. همین عامل به موفقیت بازیگری او نیز کمک کرده است، مردم وقتی ندانند او پشت دوربین چه جور آدمی است، او را بسیار راحت‌تر در شخصیت‌های مختلف در جلوی دوربین می‌پذیرند.

انتخاب‌های دی کاپریو شاید در نگاه اول غیر معمول به نظر برسند، اما او قواعدی نیز برای خودش داد و علاقه‌اش به بعضی کاراکتر‌ها بیشتر است. او کاراکترهای زجر کشیده، غیر سمپاتیک و خاص که با کمک کارگردان‌های درجه یک آمریکا، مخصوصا «مارتین اسکورسیزی» ساخته شود را بیشتر دوست دارد. مانند نقش «هوارد هیوز» در «هوانورد» اسکورسیزی، نقش قاچاقچی در «الماس خونین»، یک بیمار ذهنی در «جزیره شا‌تر» و یک استخراج کننده رویا در «تلقین». فیلم بعدی دی کاپریو «گتسبی بزرگ» به کارگردانی «باز لارمان» است و همچنین او آماده بازی کردن نقش «فرانک سیناترا» به کارگردانی «مارتین اسکورسیزی» است. دی کاپریو در مورد فیلم سیناترا می‌گوید: «آن در دست آقای اسکورسیزی است. من همیشه برای هرچه او تصمیم به انجامش بگیرد شدیدا آماده‌ام.»

نقاط مشترک دی کاپریو و جی ادگار
دی کاپریو دو هفته از ۳۹ روز فیلمبرداری را با گریم هوور مسن بوده است که لازمه‌اش نشستن ۵ ساعته بر روی صندلی اتاق خانم «سیان گریگ» بوده است. دی کاپریو می‌گوید: «برای من بسیار سخت بود چون‌که احساس می‌كردم در جایی گیر افتاده‌ام و دوست داشتم همه‌اش را از صورتم بکنم. مثل این بود که در عسل فرویت کنند و با کاغذ رویت را بپوشانند.» دی کاپریو برای رسیدن به نقش ماه‌ها تحقیق انجام داده است. او با «کارتا دی دلوچ» است. او از معدود افراد زنده‌ای که با هوور کار کرده، است. دی کاپریو ساعت ها با او صحبت کرده است: «از او خواستم در مورد نحوه راه رفتن، صحبت کردنش برایم بگوید. اینکه میزش چه شکلی بودند یا روی میزش چه چیزی قرار می‌داد. تحقیق در مورد نقش‌ها هم لذت بخش است و هم چالش برانگیز» دی کاپریو اشاره می‌کند که او و هوور نقاط مشترکی مهمی با هم دارند. برای مثال هوور به مادرش (با بازی «جودی دنچ» در فیلم) بسیار نزدیک بوده است و دی کاپریو هم رابطه‌ بسیار عمیقی با مادرش دارد. او می‌گوید: «فرقش این بود که مادر هوور به او می‌گوید چه کار کند و مادر من به حرف‌هایم گوش می‌کرد. مادر من همیشه پشتیبانم بود. وقتی به او می‌گفتم که می‌خواهم بازیگر شوم، او به حرف‌های پسر کوچکش گوش می‌کرد و به من نمی‌خندید» همچنین هوور مردی بود که در خودخواهی و نیازش به مرکز توجه بودن غرق شد. چیزی که دی کاپریو باید به عنوان جزئی از هالیوود آن را مورد توجه قرار دهد و مراقبش باشد. او می‌گوید: «این چیزی نیست که همیشه نگرانش باشم. من کاملا آگاهم که هر فعالیتی روزی به پایان خواهد رسید.»

گردآوری شده توسط: گروه فرهنگ و هنر ایران فروم
Cloob Print Google+