دسته بندی
مرد معتادی که طلاهای کودکان را سرقت می کرد، به اتهام ربودن، آزار و اذیت و قتل دختر 6 ساله ای در شهر اقبالیه استان قزوین دستگیر شد.

رسیدگی به این پرونده روزهای پایانی آبان امسال در پی شکایت مردی مبنی بر گم شدن دختر 6 ساله اش در دستور کار ماموران اداره پلیس آگاهی استان قزوین قرار گرفت.

شاکی به پلیس گفت: دخترم برای خرید از خانه بیرون رفت ولی بازنگشت. هر چــــه به دنبالــش گشتیم، پیدایش نکردیم. در پی این موضوع، جستجوی ماموران برای پیدا کردن دختر گمشده آغاز شد تا این که نیمه آذر امسال فردی با مرکز فوریت های پلیسی 110 قزوین تماس گرفت و اطلاع داد جسد دختر خردسالی را درون مزرعه ای در حومه اقبالیه در حالی پیدا کرده است که حیوانات بخشی از بدن او را خورده اند.

ماموران به محل فوق اعزام و با مشاهده جسد دختر کوچولو، متوجه شدند او همان دختر گمشده است. با انتقال جسد به پزشکی قانونی، پزشکان نظر دادند این کودک پیش از مرگ مورد آزار و اذیت قرار گرفته و به قتل رسیده است. با توجه به این که خانواده مقتول گفتند با کسی اختلاف و دشمنی نداشته اند و نمی دانند چه کسی فرزندشان را کشته و طلاهایش را سرقت کرده است، تحقیقات ادامه یافت.

در این مرحله از تحقیقات ماموران اطلاع یافتند چند روز پیش از گم شدن دختر کوچولو، یک دختر دیگر همراه پدرش در مرکز پلیس از یک مرد جوان به اتهام سرقت طلاهایش شکایت کرده است. به این ترتیب ماموران احتمال دادند، دختر 6 ساله قربانی سرقت طلاهایش شده است.

ردپای یک دزد در جنایت
در مرحله بعدی تحقیقات ماموران با بررسی پرونده متهمان سابقه دار در ارتباط با سرقت طلای کودکان متوجه شدند یک جوان معتاد چندی پیش به اتهام سرقت طلای کودکان زندانی و مدتی بعد آزاد شده است. این مرد جوان به عنوان تنها مظنون پرونده تحت تعقیب قرار گرفت، تا این که روزهای پایانی هفته گذشته در یکی از محله های شهر اقبالیه دستگیر و به پلیس آگاهی منتقل شد. ماموران که احتمال می دادند مرد بازداشت شده، همان سارق طلای دختران خردسال است، او را در مواجهه حضوری با دختری که طلاهایش دزدیده شده بود، قرار دادند.

دختر خردسال با حضور در مرکز پلیس، متهم جوان را در میان دیگر زندانیان شناسایی و عنوان کرد او همان مردی است که پس از کتک زدن من، طلاهایم را دزدید. به این ترتیب متهم زبان به اعتراف گشود و گفت: برای تامین هزینه اعتیادم، دختران خردسال را فریب می دادم و پس از کتک زدن، طلاهایشان را سرقت می کردم.

اعتراف به قتل دختر 6 ساله
متهم با اشاره به قتل دختر 6 ساله نیز گفت: روز حادثه هنگام پرسه زدن در خیابان، دختر خردسالی را دیدم که به سمت مغازه ای می رفت. با معرفی خودم به عنوان یکی از دوستان پدرش، از او خواستم با من بیاید تا برایش خوراکی بخرم. با این ترفند او را از خانه شان دور کردم و دستم را روی دهانش گذاشتم و کشان کشان او را با خود به حومه شهر بردم. ابتدا طلاهایش را سرقت کردم و سپس او را مورد آزار و اذیت قرار دادم. برای این که ردی از خود بر جای نگذارم، دختر خردسال را کشتم و جسدش را در مزرعه ای در آن حوالی رها و فرار کردم.

گردآوری شده توسط: گروه خبــر ایران فروم
Cloob Print Google+
امروز در ایران فروم
پربیننده های روز