دسته بندی
مادرم رو در زندگی بیشتر از هر کس دیگه اذیت کردم، همیشه از دیوار راست بالا می‌رفتم، فکر نمی‌کنم شیطون تر از من، تو بچگی وجود داشته باشد...

تا آنجایی که یادم میاد به حرفه بازیگری علاقه مندبودم، 8سال تئاتر کار کردم. تئاتر واقعاً در بازیگری اهمیت دارد. بازیگرانی که از تئاتر وارد بازی می‌شوند، هیچ وقت عقب گرد نمی‌کنند. علاوه بر هنر هم فعالیت دیگه ای ندارم.

* به غیز از هنر چه دغدغه ام:"شیخ با چراغ همی گشت گرد شهر گفت کز دیو و دد ملولم و انسانم آرزوست.

*با بازی بازیگران ایرانی در فیلم های خارجی موافقم،چطور یک فوتبالیست می‌تواند در خارج از کشوربازی کند، اما بازیگرها این اجازه رو ندارند؟ البته یکسری محدودیت ها به خاطر وجود فرهنگ ایرانی و اسلامی است. اگر به من همچنین پیشنهادی بشه ،اگر تمام موازینی را که بهش معتقدم رعایت شود، بله قبول می‌کنم، خوب من در این فرهنگ بزرگ شدم، مثلاً تو فیلم های عاشقانه آنها اصلاً نمی‌تونم بازی کنم!

*در سینمای الان ما خیلی ها به خاطر چشم و ابرو بازیگر می‌شوند، اما بالاخره صورت باید صورتی باشد که برای فیلم و سینما مناسب باشد. البته مناسب بودن به معنی زیبا بودن نیست، به معنی خاص بودن است.

*هیچ کس رو به عنوان الگوی هنری خودم قرار نمی‌دم، همیشه سعی کردم خودم باشم و هیچ وقت دلم نمی‌خواست که جای کسی باشم.

*در خوب نقش ایفا کردن استعداد، علاقه و تلاش و اطلاعات عمومی تاثیر داره.یک بازیگر باید در هر زمینه ای تا حدودی اطلاع داشته باشد.

*شدیداً اهل شعرم، از 15 الی 16 سالگی یک چیز هایی برای خودم می‌نوشتم. قسمتی از شعر مورد علاقم که خودم سرودم : "پیش از آنکه آخرین پیچ نگاه را بپیچی دلم برایت تنگ می‌شود."

* از شعرهای مورد علاقم از کتاب های دوران دبستان، "کتاب خوب"!: من یار مهربانم، دانا و خوش بیانم /گویم سخن فراوان با آنکه بی زبانم" به خاطر اینکه کتاب خیلی دوست داشتم به این شعر هم علاقه مند بودم. درحال حاضر حافظ و مولانا، از شاعران نو،سهراب سپهری را دوست دارم.

*مادرم رو در زندگی بیشتر از هر کس دیگه اذیت کردم، همیشه از دیوار راست بالا می‌رفتم، فکر نمی‌کنم شیطون تر از من، تو بچگی وجود داشته باشد.

* تفریحاتم بیشتر از جنس کتاب و دیدن فیلم، گوش دادن موسیقی است.

*اگه کاریکاتور چهره ام رو ببینم، تنها می‌خندم ، هر چه قدر هم که زشت کشیده شده باشد. کاریکاتور یکی از هنر های بسیار دوست داشتنی و منتقد است.

*در روز شاید 20 الی 30بار مزاحم تلفنی دارم.

* فکر می‌کنم اینکه می‌گن خواهی نشوی رسوا، همرنگ جماعت شو، اولش این بوده که خواهی نشوی رسوا همرنگ جماعت نشو. آدم باید در زندگی تا حدودی شاخص باشد. به مد توجه نمی‌کنم اما همیشه سعی می‌کنم خوش تیپ باشم.

*جعفر در سریال گیلعاد- نقش لوتی و داش مشتی داشت. یه جورایی مثل خودم لوتی با معرفت ناموس پرست، رفیق باز و مردونه است، البته سعی می‌کنم که اینجوری باشم.

*خاطره تلخ از جدایی، خیلی دارم، یکسری از دوستانم از ایران رفتند همینطور چند نفر از بهترین نزدیکانم فوت شدند . واقعاً برام تلخ بود.

*ارتباطم با خدا خیلی دوستانه است، بیشتر رفاقت با خدا برام مهمه، اینکه با خدا دوست باشم نه اینکه بترسم. اگه بخوام بدون شعار بگم، تو زندگی بیشتر به جمله های حضرت علی (ع) عمل می کنم.

*چرا اکثراً در نقش منفی هستم؟ چون این نقش ها رو بیشتر بهم پیشنهاد می‌کنند.

*از نقشم در سریال خط شکن پشیمون شدم.

*همیشه دوست داشتم با خسرو شکیبایی بازی کنم.

*عیدی هایی که پدرم در دوران بچگی از شهرستان می‌آورد، همینطور ماهی قرمزهای شب عید که پدرم می‌گرفت، بهترین عیدی هام بود؛ من عاشق ماهی قرمز شب عیدم.

*عاشق شب نشینی های چهارشنبه سوری ام. شب های چهارشنبه سوری دور هم می‌شینیم و شمع روشن می‌کنیم. الان عاشق هیجان چهارشنبه سوری نیستم، اما بچگی ها خیلی بودم؛ همیشه از روی زمین بوته جمع می‌کردم. یک بار در دوران کودکی همینطور که داشتم بوته جمع می‌کردم، رفتم جلو یکدفعه نگاه کردم دیدم سر از یک پادگان در آوردم . سربازه منو گرفت، منم گفتم: بده دارم آشغالهاتون رو جمع می‌کنم" خنده اش گرفت، گفت برو.

*اهل سیاست نه! نیستم، اعتقاد دارم هنرمند نباید خیلی اهل سیاست باشه. البته تا حدودی .

*تکه کلامی که سال ها داشتم و تازگی ازش خلاص شدم" آره" است، هم سئوالی بود، هم جوابی بود، هم آره بودم و هم نه بود کلمه آره رو خیلی دوست دارم، چون کلمه فارسی صددرصد است.

* همیشه آرزومه مردم ما به خصوص تهرانی ها، یک کم با هم مهربون باشیم. از کنار هم که می‌گذریم حداقل جواب سلام همدیگر رو بدیم، لبخندی هم بزنیم و اخم نکنیم با هم دوست باشیم و همدیگر رو دوست داشته باشیم.

*دلم نمی‌خواد هیچ وقت به خودم مغرور شم، همیشه از خدا خواستم اگه روزی احساس کردم که چیزی هستم، فرداش رو نبینم.

گردآوری شده توسط: گروه سرگرمی ایران فروم
Cloob Print Google+