دسته بندی
فریدون زندی، ستاره این روزهای تیم استقلال در رقابت‌های لیگ برتر است. بازیكنی كه دوره موفقیت‌آمیزی را در باشگاه كایزرسلاترن آلمان گذراند و پس از عضویت در تیم‌ملی ایران برای ادامه فوتبال باشگاهی، لیگ برتر ایران را انتخاب كرد.


گفتگوی متفاوت با فریدون زندی/از دروغ بدم می آید !


برترین ها: فریدون زندی، ستاره این روزهای تیم استقلال در رقابت‌های لیگ برتر است. بازیكنی كه دوره موفقیت‌آمیزی را در باشگاه كایزرسلاترن آلمان گذراند و پس از عضویت در تیم‌ملی ایران برای ادامه فوتبال باشگاهی، لیگ برتر ایران را انتخاب كرد. هافبك چپ‌پای تیم‌ملی پس از یك دوره ناموفق در باشگاه استیل‌آذین این روزها در باشگاه استقلال شرایط خوبی را تجربه می‌‌كند و با بازی‌های خوبش حالا جای خود را در دل هواداران این تیم باز كرده است. او در گفت‌وگوی اختصاصی با تپش درباره روزهایی كه در ایران می‌گذراند و شیوه جدید زندگی‌اش صحبت می‌‌كند.

وقتی حال روحی‌ات زیاد خوب نیست چه كار می‌كنی تا از این شرایط خارج شوی؟

خیلی‌ها وقتی حال‌شان خوب نیست با دوست‌های‌شان صحبت می‌كنند یا می‌روند مسافرت یا هر كار دیگری اما من فقط با خودم هستم. با خودم خلوت می‌كنم و آنقدر این كار ادامه پیدا می‌كند تا حالم خوب شود. فكر می‌‌كنم غیر از خودم كسی نمی‌تواند حالم را بهتر كند.

فكر می‌كنی شهرت چقدر در زندگی یك انسان و موفقیتش تاثیر دارد؟

متاسفانه این موضوع برای خیلی‌ها غلط جا افتاده كه شهرت برای آدم‌ها موفقیت می‌آورد اما من این‌طور فكر نمی‌كنم. حداقل درباره خودم كه این‌طور نبوده چون هیچ وقت خودم را یك آدم عجیب نمی‌دانم. من یك آدم عادی هستم، من هم مثل همه مردم زندگی می‌كنم فقط شغل من طوری است كه در روزنامه‌ها و تلویزیون از آن زیاد گفته می‌شود.

یعنی شهرت برایت مهم نیست؟

من فقط دوست دارم فوتبال بازی كنم، شهرت هم اصلا برایم اهمیت ندارد.

اما به هر حال این شهرت در بخش‌های مختلف زندگی‌ات تاثیر داشته!

حتما تاثیر داشته اما همیشه سعی می‌كنم تاثیر منفی نداشته باشد البته یك جاهایی دیگر دست خودم نیست.

اینكه همیشه زیر ذره‌بین هستی و همه دوست دارند بدانند چطور زندگی می‌‌كنی و چه كار می‌كنی، آزارت نمی‌دهد؟

چرا، واقعا خیلی وقت‌ها اذیت می‌شوم حتی بعضی وقت‌ها خسته‌ام می‌كند اما به هر حال این هم بخشی از زندگی ماست.

خودت چه نوع زندگی را بیشتر دوست داری؟ سنتی یا مدرن؟

زندگی مدرن را بیشتر دوست دارم چون با روحیاتم هماهنگی بیشتری دارد.

برخورد مردم در ایران با تو چطور است؟

خوشبختانه همیشه خوب بوده، به نظرم رابطه ما یك ارتباط 2طرفه است چون من واقعا مردم ایران را دوست دارم و وقتی می‌بینم خوشحال هستند، من هم خوشحال می‌‌شوم.

خیلی وقت‌ها پیش می‌آید حوصله نداشته باشی و در یك محل عمومی مردم هم می‌آیند و دوست دارند با تو صحبت كنند، در چنین موقعیتی واكنش فریدون زندی چطور است؟

این چیزی كه می‌گویید چند بار اتفاق افتاده اما من همیشه سعی كردم به همه احترام بگذارم كه یك وقت به كسی برنخورد. اصلا نشان نمی‌دهم به دلیل چیزی ناراحتم، خودم را كنترل می‌كنم تا همه چیز به خوبی تمام شود و به خانه برگردم.

به عنوان كسی كه بعد از مدت‌ها به ایران آمدی، تعریفت از ایران چیست؟

یكی از مهم‌ترین چیزها درباره ایران برای من این است كه اقوامم اینجا زندگی می‌كنند، به قول ایرانی‌ها «قوم و خویش». گرمای زندگی ایرانی خیلی خوب است در حالی كه در آلمان خیلی وقت‌ها چنین چیزهایی وجود ندارد. اینجا اگر مشكلی باشد همه دست به دست هم می‌دهند و كمك می‌كنند. بیشتر وقت‌ها هم فامیل دور هم جمع می‌شوند و از حال هم خبر دارند.

اینهایی كه گفتی فقط تعریف بود، اگر قرار باشد انتقاد كنی بیشتر از كدام رفتار ایرانی‌هاست؟

چیزی كه خیلی من را اذیت می‌كند، دروغ است. بعضی وقت‌ها واقعا نمی‌توانم بفهمم چرا آدم‌ها اینقدر به هم دروغ می‌گویند. دروغ اصلا خوب نیست ولی متاسفانه اینجا برای خیلی‌ها عادی شده.

درباره تماشاگرها چطور؟ تماشاگران ایرانی را بیشتر دوست‌داری یا آنهایی كه در‌ آلمان به استادیوم می‌آمدند؟

این سوال را خیلی‌ها از من می‌پرسند؛ البته نمی‌شود گفت تماشاگرهای این كشور بهتر هستند یا بدتر، چون فرهنگ‌ها فرق می‌كند و نمی‌شود مقایسه كرد اما چیزی كه همیشه برایم جالب بوده این است كه استادیوم‌های ایران پر از سر و صداست در حالی كه در آلمان فقط آنهایی كه پشت دروازه‌ها هستند سروصدا می‌كنند. ولی استادیوم ایران پر از هیاهوست.

برای خودت كدام فرهنگ جالب‌تر است؟ فرهنگ ایران یا آلمان؟

هر دو فكر می‌كنم تركیبی از فرهنگ ایرانی- آلمانی هستم. یك جاهایی رگه‌های ایرانی‌ام بیشتر می‌شود، یك جاهایی هم آلمانی آلمانی‌ام.

وقتی از آلمان به ایران آمدی سرگیجه نگرفتی؟ به هر حال 2 فرهنگ مختلف را در كنار هم تجربه می‌كردی؟

این چیزی كه گفتی خیلی اتفاق افتاد. اصلا از بچگی هم همین‌طور بود، وقتی پدرم من را می‌آورد ایران 2 فرهنگ مختلف را تجربه می‌كردم. به نظرم این تجربه واقعا خوب است چون باعث می‌شد از همان سن و سال دید من به دنیا بیشتر و عمیق‌تر شود. همین حالا هم همین‌طور است.

خیلی‌ها دوست دارند از تو بیشتر بدانند. مثلا اینكه غیر از فوتبال چه سرگرمی‌های جدی دیگری داری؟

من خیلی فیلم می‌بینم یعنی سینما یكی از علاقه‌های اصلی من است. متاسفانه هنوز نتوانسته‌ام در سینمای ایران فیلم‌های زیادی ببینم ولی در سینمای جهان تا دل‌تان بخواهد فیلم دیده‌ام. بازیگر مورد علاقه‌ام هم آل‌پاچینوست.

مثل هم‌تیمی‌هایت اهل ماشین‌بازی‌ و این حرف‌ها هستی؟

قبلا خیلی زیاد. كلی درباره ماشین و سرعت اطلاعات داشتم اما حالا دیگر نه. چون حوصله‌اش را ندارم و البته طبیعی است. شما یك وقت‌هایی در یك مقطع سنی هستید كه دوست دارید دنبال این چیزها باشید در حالی كه وقتی جلوتر بروید همان چیزی كه خیلی دوستش داشتید دیگر برای‌تان اهمیتی ندارد. همین حالا هم ماشین را خیلی دوست دارم اما دوست ندارم هرچند روز یك‌بار ماشینم را عوض كنم.

برنامه‌ات برای آینده چیست؟

معلوم نیست، شاید مربی شوم، البته این هم معلوم نیست. فقط 50درصد به آینده‌ام فكر می‌كنم.

فكر می‌كنی در آینده هم همین‌طور موفق باشی؟

هیچ چیز معلوم نیست. برای موفق شدن بایدچیزهایی را همیشه در نظر داشت. باید تا جایی كه می‌شود تلاش كرد و از فرصت‌هایی كه در زندگی به وجود می‌آید استفاده كرد. خیلی از فرصت‌هایی كه بقیه به راحتی از كنارشان می‌گذرند می‌تواند یك راه بزرگ برای موفقیت باشد.

گردآوری شده توسط: گروه ورزش ایران فروم
Cloob Print Google+